بارها پیش آمده
که در میانهی خواندن شعر
دست از کلام برمیدارد
و کتاب را چون یادگاری عزیز
بر سینه میفشرد
بعد بی آنکه کلامی بر زبان آورد
چشمانش را میبندد
و منتظر بوسهام میماند
آنگاه از دریچهی نگاه من
که به تماشای لرزش پلکهاش درنگ میکنم
تبدیل به بوسیدنی ترین موجود روی زمین میشود
سپس تا داغی بوسهام را
بر پلکهای بازیگوشش احساس نکند
نه گلواژههای شعر از لبانش میشکفند
نه اجازهی چیدن گلبوسه از لبانش را میدهد
و من هربار به این فکر میکنم
که به راستی پیش از او
من چگونه میزیستم؟
#آیدا_رئیسی


