من از نگاه تو خودم را دیده‌ام. خودم را خوب ‌می‌شناسم. می‌دانم وقتی از… — • مادیـان | آیدا رئیسی • — TG.ME

من از نگاه تو

خودم را دیده‌ام. خودم را خوب ‌می‌شناسم. می‌دانم وقتی از یک خواب طولانی بیدار شوم رنگم پریده و نای صحبت ندارم، فقط یک خوراک خوب کوکم می‌کند. می‌دانم اگر یک روز حمام نزنم فرق سرم برق می‌زند، اما بوی عرق تنم تند نیست. مچ‌ دستهایم باریک است‌. مفصل انگشتهایم گاهی ورم می‌کند، مثل حالا. تخمدان‌هایم تنبل‌اند، مغزم پُرکار. دل‌نازک و پوست‌کلفتم.

زود از کوره در می‌روم اما به همان سرعت آرام می‌شوم. بزرگترین ترسم را نمی‌گویم. خیال از دست دادن آدم‌ها دومین ترس بزرگم است. چندبار زندگیش کردم و هربار بیشتر ترسیدم. (همین امروز در خلوتم برای پدربزرگ گریه کردم) عاشق کتابم. عاشق کتابم. عاشق کتابم. نوشتن گاهی تبدیل می‌شود به یک چرای بزرگ در ذهنم، و پاسخ اینکه: جزئی از من است. من نباشم او نیست، او نباشد من نیستم.

آسمان را به خیابان، و دریا را به آسمان ترجیح می‌دهم برای تماشا. در خلوتم مضطرب‌تر از جَمعم. از روزهای هفته یکشنبه‌ را دوست دارم و اگر رنگ بودم دلم میخواست آبی باشم. خودم را بارها دیده‌ام. اما دلم می‌خواهد حتا شده برای یک روز خودم را از بیرون تماشا کنم.

اگر از چشم غریبه‌ای خودم را ببینم که در خیابان سکندری می‌خورم، بهم می‌خندد؟ در چشم آشنایی اگر جایی اتفاقی ببیندم راهش را کج می‌کند یا نه؟ در نگاه یک عاشق، چجور معشوقی‌ام؟ اگر به چشم آدم حسودی خودم را ببینم بالاخره می‌فهمم در قلبش به چه چیز من حسادت می‌کند. از نگاه یک دوست چقدر امنم؟ کسی به من به چشم ناجی نگاه می‌کند؟ یا دشمن؟ یا یک رقیب؟ اگر فقط فرصت داشته باشم از نگاه کسی خودم را تماشا کنم که نفرت‌انگیز می‌بیندم، طاقتش را دارم؟

#آیدا_رئیسی
August 13, 2026 149 4 1