گاهی اوقات کسی حرفی را بد میزند و تو گارد میگیری درحالی که آن حرف لعنتیِ بدبیانشده درست بوده و تو این را دیر و بعد از تجربههای بد میفهمی
این درست همان چیزی بود که برای شایان اتفاق افتاد.
گاهی اوقات کسانی دربارهی محصولاتت به تو فحش میدهند و بد و بیراه میگویند و چون تو شک میکنی میروی محصولاتت را تشریح میکنی و چون متوجهی بدیاش میشوی میخواهی کل بار را برگردانی و اما چون آنها که ازشان بار خریدهای خارجیاند و محصول خریده شده را پس نمیگیرند و چون محصول خارجی است و گران است و نفروختن ضرر است تو به ناچار مجبور به پاک کردن نظرات میشوی و کماکان محصول را میفروشی و البته خیالت هم راحت است چون میدانی که محصولت غیرقانونی است و پس کسی هم شکایت درست و حسابی مضری از تو نمیتواند بکند
و این درست همانچیزی بود که برای مالک سایت ایکسآقا رخ داد.
گاهی اوقات بعد از دیدن و شنیدن رنج بعضیها میکوشی گمراهی را هدایت کنی تا به راه آن رنجدیدگان نرود ولی چون خیلی از تداعی آن رنجها پریشان شدهای بد میگویی و هدایت نمیتوانی بکنی
این درست همان چیزی بود که دکتر توکلی دچارش شد.
گاهی تجربهی کسی را مسخره میکنی و او را در دل مورد قضاوتهای بیامان قرار میدهی و میپنداری چون از لحاظی از او بهتری برای تو هرگز رخ نخواهد داد و وقتی میدهد میبینی بدتر از او عمل کردهای و بدتر از او شدهای و از این بابت نسبت به او احساس شرمندگی میکنی و به خاطر همین شرم ناخودآگاه کمکم رابطهات را با او کم و کمتر میکنی تا کمتر یاد آن شرم بیفتی
این درست همان چیزی بود که مجید تجربه کرد.
و این چیزها آن وقت شروع شد که
شایان محض کنجکاوی به آقای دکتر توکلی، سکستراپیستی که بعضی وقتها محصولات جنسی هم میفروخت، پیام داد که کصپلاستیکی هم دارد یا نه که دکتر گفت نه و به شایان هشدار داد که برخی کصپلاستیکیهای توی بازار تیغ دارند تا کسی که به جای ازدواج از کصپلاستیکی استفاده میکند ضربه ببیند و تنبیه شود و البته که این کار به شدت اشتباه است اما خب به هر حال برخیها تیغ کار میگذارند و کاری نمیشود کرد جز این که از حماقت خارج شد و فعلا فکر کصپلاستیکی را از سر دور کرد که کار حسابی احمقانهایست. اما شایان اعتنایی نکرد و این را پارانویای دکتر دانست و دکتر را خشکنظر تصور کرد و از سایت ایکسآقا به صورت محرمانه یک کصپلاستیکی درجهی یک خرید و آورد و یک عصر که تنها تو خانه بود کصپلاستیکی را روغنمالی کرد و گایید و چون بعد از سه ضربه عمیقتر فرو رفت حس کرد حساسترین عضوش ناگهان خراش بدی خورده و خونی که از کصپلاستیکی بیرون ریخت که به طرز طنزی انگار حاصل پارگی پردهی شب اول ازدواج بوده باشد و شایان با آه و ناله و فریاد کیرش را در آورد و فوری به صمیمیترین دوستش مجید پیام داد که کیرم بریده چیکار کنم که او اول خندید و باور نکرد و بعد که دید اوضاع اورژانسی است گفت حتما برود پیش دکتر و بعدتر که شایان برگشت خانه بهش گفت حتما پماد و اینهایش را مرتب بزند و بعد پرسید مگر چقدر بد از خودتراش استفاده کردی که اینطور شدی که شایان جزئیات را برایش شرح داد و مجید همانطور که داشت همراه دوستش فروشندهی کصپلاستیکی را فحش میداد تو دلش او را بابت حماقتش ملامت میکرد. و اما چند روز بعد خودش از جایی دیگر که سایت ایکسآقا نبود کصپلاستیکی خرید و با دستکش ضخیم اول خوب تویش را برانداز کرد و وقتی تیغی حس نکرد روی کیرش وازلین مالید و فرو کرد تو کصپلاستیکی. بیخبر از تیغ که تو لایهای درونیتر توی عمق کصپلاستیکی مخفی شده بود و تنها با ورود کیر و قرار گرفتنش در زاویهای خاص بیرون میزد. کیر مجید هم زخم بدی خورد و چون خون را دید رنگ از رخش پرید و سریع رفت درمانگاه و چون همچین بلای مسخرهای سرش آمده بود تازه آن هم بعد از این که کلی شایان را بابت هوسش به کصپلاستیکی ملامت کرده بود دیگر رویش نمیشد با شایان حرف بزند و دوستیاش را با او کمکم برید. مخصوصا که بعد از آن اتفاق به شکلی دائمی زخم شده بود و زندگیاش تحت تاثیر قرار گرفته بود.
مجید و شایان و کیرداران قربانی دیگر همه به سایت و پیجهایی که از آنها کصپلاستیکی تیغدار خریده بودند مراجعه کردند و کسانی پاسخگو بودند و کسانی هم مثل ایکسآقا نظرات را بستند و کماکان محصول زخمیکننده را فروختند و پول به جیب زدند.
زهرا مرادپور
@moradpour_frogism