غارغابالا
ممکن است کلاغ بگیرم. بچهکلاغ. تا بزرگ کنم. آخر کلاغ خیلی زودتر از پرندگان دیگر متوجهی منظورت میشود. یعنی این که میشود چیزمیزهایی یادش داد. یک جا هم شنیدم که شکل سگ است. سگی که بال دارد. سگی که میتواند یاد بگیرد و علاوه بر آن پر هم بزند و روی شانهات هم بنشیند. شاید یکی از چیزهایی که یادش بدهم این باشد که توی جای مشخصی بریند. چطور میشود این را یاد کلاغ داد. اگر کلاغ را موجودی سگطور در نظر بگیریم شاید بشود با همان شیوهای که به سگ یاد میدهند کجا پیپی کند به کلاغ هم بشود یاد داد. مدتها فقط به این چیزها میاندیشم. به سگ چطور میشود آموخت؟ مثلا این که وقتی دارد روی جایی غیر از جای مناسب میشاشد برش داری و بگذاریاش توی ظرف مخصوص و بعد بهش غذا بدهی که با پاداش متوجهی کار خوبش بشود.که البته این شکلی شاشی ممکن است بشوی. ممکن است ادامهی شاشش بریزد و سگ هم ممکن است بپندارد هر بار باید تو برش داری و بگذاریاش توی آن ظرف. یا که وقتی جایی پیپی کرد دستکش کنی دستت و پیپی را برداری و بگذاریاش توی آن ظرف و این پروسه را نشانش بدهی و بعد غذای مورد علاقهاش را هم بگذاری توی دهانش. اما شاید یاد بگیرد که هر جایی پیپی کند و بعد پیپی را با دهان بگیرد و ببرد بگذارد توی ظرف که در این صورت دهنش هم پیپیای میشود و گند میخورد به پروسه. یا که مثلا شاید باید عروسکی بسازی و کمی از پیپی سگ برداری و بکنی توی ماتحت عروسک و به او نشان بدهی که وقتی عروسک پیپی دارد میرود توی ظرف مخصوص، پیپی میکند و بدین ترتیب جایزه هم میگیرد. که شاید گیج بشود که خب چرا این یارو عروسکه پیپیاش بوی پیپی من است. شاید باید خودت بروی توی ظرف مخصوص پیپی کنی و بعد مثلا غذای مورد علاقهی او را بخوری. که این خیلی زیادی حیوانی است. شاید باید حیوان را بیرون از خانه نگه داری که لازم نباشد این جور آموزشها را بهش بدهی. شاید هم باید کلا حیوان نگه نداری. و اما اگر بخواهی بداری واقعا باید چه کنی که سگت یاد بگیرد که تو جایی خاص پیپی کند؟ تو بروشور آموزش سگ نوشته که سگها دوست ندارند در محیط بستهی نزدیک خودشان پیپی کنند. به همین خاطر سگ را باید بگذاری توی یک قفس کوچک که در حد یکی دو قدم راه رفتن و دراز کشیدن است و باید صبر کنی تا زمان دستشوییاش برسد (زمان دستشویی سگهای کوچک بیشتر است. و سگها معمولا بعد از آب و غذا (مخصوصا اگر منظم و دقیق بهش غذا بدهید) احتمال میرود که دستشویی بکنند. وقتی از خواب بیدار میشوند و یا بعد از بازی کردن و هیجانزده شدن هم احتمالا جیش میکنند.) آنگاه سگ را قلاده میزنی و تا مسیری که باید دستشویی کند راه میبری و بعد آن جا ده دقیقه یک ربع میمانی. اگر دستشویی کرد بهش جایزه میدهی و باهاش بازی میکنی. اگر نه میبری تو قفس یک ساعت بعد باز میبری تو نقطهای که باید پیپی و جیش بکند. و این قدر این کار را انجام میدهی تا که یاد بگیرد. اگر هم جایی که نباید، رید و جیشید باید سرش را ببری نزدیک خرابکاریاش و باید بگویی نه نه نه! و حتی کمی آرام بزنیاش. بعد هم ببری توی قفسش و بهش بیاعتنایی بکنی تا حالش گرفته شود.
عجب بدبختی است سگ.
و بعد هم باید جای ادرار را با آب و سرکه بشویی که بویش هم برود که مبادا سگ فکر کند میتواند باز آن جا بشاشد. که البته اگر نظر مرا بخواهی خیلی سادهتر است که با سرنگ ادرارش را جمع بکنی و ببری بریزی تو همان جا که میخواهی سگ دستشویی کند. شاید موثر باشد. اما خب کلاغ شاید اصلا برایش مهم نباشد که نزدیک خودش بریند. میخوانم برای آموزش جای دستشویی عروس هلندی وقتی ژست دستشویی به خود میگیرد باید سریع ببری روی آن سطل و جایی که باید بریند نگهاش داری. و بعد وقتی رید بهش تخمهای چیزی بدهی و یا نوازشش کنی. تصور میکنم با کلاغم چنین کنم. و بعد تصور میکنم بخواهم به او چیزهایی دیگر هم یاد بدهم و از این تصویر که این جور آدمی بشوم خوشم نمیآید.
شاید حیوان من اصلا دوست داشته باشد هر جا دلش میخواهد بریند. و هر وقت دلش میخواهد جیغجیغ راه بیندازد. برای چه باید شرطیاش کنم که به خواست من ضد خودش عمل کند؟ در این صورت آیا ظلم پنهان نمیکنم به موجودی که مثلا میخواهم دوستش داشته باشم؟ و چه دوست داشتنی است که ظلم پنهان در خود داشته باشد.
زهرا مرادپور
@moradpour_frogism
August 27, 2026 32