شب‌هایی در زندگی هست که اندوه تا نفسِ آدم بالا می‌آید و تنها امیدی که… — • مادیـان | آیدا رئیسی • — TG.ME

شب‌هایی در زندگی هست که اندوه تا نفسِ آدم بالا می‌آید و تنها امیدی که دست به شانه‌های قلب آدمی می‌کشد نه تمام شدن اندوه، که تمام شدن زندگی است. امشب هم از آن شب‌هاست؛ مدت‌هاست که همه‌ی شب‌هام از این شب‌هاست‌.
از همان شبی که احساس کردم در تاریکی، چیزی میان سینه‌ام نشست. چیزی بسیار حجیم‌تر از حجم سینه‌ام و من یک شب و روز تمام را گریستم. راه رفتم و گریستم. نشستم و گریه کردم. خندیدم و باریدم. من باریدم و او فرصت یافت خود را میان سینه‌ام جا دهد، شکل تن مرا به خود بگیرد، و بودنم را به بودنش گره بزند.
امشب هم از آن شب‌هاست که می‌خواهم چشم‌هایم را ببندم، سنگینی هر حرکت اندوه خصوصی‌ام را در سینه‌ احساس کنم و تا صبح ببارم.

#آیدا_رئیسی
August 8, 2026 132 2