همان یک جمله عامل بدبختی این ملت است آن یک جمله عامل بدبختی این ملت مخصوصا در تاریخ معاصر، کدام است ؟ همان جمله است که به نقل از داستان کودکانه ماهی سیاه کوچولو دهان به دهان در نزد برخی از فعالان جنبش ملی تورک می چرخد . " همه اش که نباید فکر کرد . راه بیفتیم . ترسمان می ریزد . " ما " همه اش " که نه هیچ وقت فکر نکردیم به بیان دیگر اهل تفکر و اندیشه نبودیم . تفکر و اندیشه در این کشور همیشه سترون و نازا بوده و هست. ما بر این سنت همیشه استوار بوده ایم . به جاست همین جا متذکر شویم که سید جواد طباطبایی یاوه سرایی می کند و عامل زوال و انحطاط اندیشه در ایران را حکومت های تورک قلمداد می کند . قبل از حکومت تورک ها هم تفکر و اندیشه در این کشور سترون بود . پس عامل نمی تواند. حکومت تورک ها باشد . یکی از اصلی ترین عامل فقدان اندیشه سیاسی در ایران منطق صور ارسطو می باشد در منطق صور علم را انعکاس تصویر اشیاء در ذهن انسان تعریف می کنند و چون جامعه از جنس ماده نیست و نمی تواند تصویرش در ذهن انسان منعکس گردد . بنابراین جامعه و علوم مرتبط با آن نمی توانند . موضوع علم قرار گیرند . این است که کسی پیگیر تفکر و اندیشه سیاسی نشد . راز سترونی و نازائی اندیشه سیاسی در ایران همین نکته است. اما در غیاب فلسفه و اندیشه سیاسی در تاریخ معاصر ایران چه مصیبتی هایی گریبانگیر این ملک و ملت گردید؟ در اواخر حکومت قاجار در غیاب فلسفه و اندیشه سیاسی به زعم برخی کنشگران سیاسی با رونویسی از قوانین اساسی بلژیک و فرانسه ایران متجدد خواهد شد. اما نمی دانستند که پارلمان و ... دستاوردهای مدرنیته هستند نه خود مدرنیته. نمی دانستند. گوهر مدرنیته خرد خود بنیاد نقاد است که بر روی چهار ستون رنسانس، نهضت اصلاح دینی ، عصر روشنگری و انقلاب صنعتی ایستاده است . این است که یکصد و بیست سال قانون اساسی داریم. اما بخش حقوق ملت هنوز هم در روی کاغذ مانده است
به همین روال در غیاب تفکر و اندیشه سیاسی آمدیم جلو تا رسیدیم به ماهی سیاه کوچولو و سازمان چریک های فدایی خلق چنانکه آوردیم . اینها جار زدند که باید فکر را تعطیل و دست به پراتیک زد . این بود که برخی جوانان کم سن و سال اغلب ترم اول دوم مقطع لیسانس جذب این شعار های شعرگونه شدند و راهی خانه تیمی گردیدند . چه جان های عزیزی بدون اندک آگاهی از مبانی مدرنیته ، تاریخ ایران و وضعیت سیاسی اجتماعی آن روز ایران بدون هیچ گونه دستآورد مثبتی مرگ را به آغوش کشیدند . اما تجربه گران سنگی به بهای جانشان برای ما به ارث گذاشتند که نباید بی گدار به آب زد . اما انگار برخی از فعالان جنبش ملی تورک از این تجربه تلخ و دردناک نمی خواهند . استفاده کنند و آزموده را می خواهند . دوباره بیازمایند . البته باید این نکته را هم در مد نظر داشته باشیم که این بخش از فعالان جنبش ملی تورک وابستگی عاطفی به اسطوره صمد دارند . برای توجیه این وابستگی عاطفی و خالی نبودن عریضه تنها گزاره ای که در آثار صمد یافته اند. همین جمله است . قادر کیانی






