✳️ ناصر دفتر روایي آتش بیار معرکۀ کسروی ۶
روایی با سیداحمد کسروی نیز دوستی و مکاتبه یافت و بعد از چاپ نخست رسالۀ «آذری یا زبان باستان آذربایگان»، مطالبی در بارۀ زبان تاتی رایج در برخی روستاهای منطقۀ خلخال و برخی اشعار پراکندۀ رونویسی شده از جُنگی در تالش جمع آوری و برای کسروی ارسال کرد، که در نگارش بعدی رسالۀ آذری مورد استفادۀ کسروی قرار گرفت. مطالب جمع آوری شده از سوی روایی در باب زبان تاتی رایج در برخی روستاهای تابع خلخال بر خلاف قول ستایشگرانی چون ایرج افشار و برخی تمجید کنندگان سال های اخیر، نشانی از یک پژوهش علمی ندارد و بیشتر بر محور جمع آوری برخی نمونه های رایج در زبان محاورۀ مردم روستاهای مذکور و نیز جمع آوری نمونه های شعری زبانی خاص دور می زند، که خود وی و شرکایش از آن با عناوینی چون «بازماندۀ زبان فارسی کهنه» [!!]، آذری و مانند اینها یاد می کنند.
روایی مطالبی نیز در بارۀ دوران ناامنی و بلوای بعد از مشروطیّت در منطقۀ خلخال تدوین و برای کسروی ارسال کرد، که بخشی از این مطالب در کتاب «تاریخ هجده سالۀ آذربایجان» درج شد. کسروی در گفتار بیست و سوم «تاریخ هجده سالۀ آذربایجان» از برخی یادداشت های روایی، راجع به جریان های آن دوران استفاده نموده است. این گفتار با عنوان «آشوب اردبیل و کشته شدن آخوندوف» به ذکر وقایع اردبیل و خلخال مقارن انتخاب عین الدوله به والیگری آذربایجان در جریان تلاش محمدعلی شاه برای بازگشت به سلطنت در سال 1290 شمسی می پردازد و در آن به رفتن روایی و وکیل الممالک به عنوان نمایندگان انجمن خلخال به اردبیل برای درخواست آزادی امیرعشایر خلخالی از دولت مرکزی جهت مقابله با تشبثات مجلل السلطان و اتفاقات مقارن آن اشاره می کند. کسروی در اواخر این گفتار در پاورقی صفحۀ 198 به استفادۀ خود از یاداشت ارسالی روایی برای تنظیم این گفتار اشاره می کند. (کسروی، سیداحمد، 1357، تاریخ هجده سالۀ آذربایجان بازماندۀ تاریخ مشروطۀ ایران (جلد 1)، تهران، امیرکبیر، چاپ نهم: 199 ـ 195)
جلوۀ دیگری از همکاری روایی با کسروی مطالبی بود که او در نشریۀ «پیمان» منتشر می ساخت. بعد از درگذشت روایی، مجلۀ پیمان (شمارۀ 9، سال هفتم، 1321) از درگذشت ناصردفتر زیر عنوان «درگذشت یک نیکمرد» یاد کرد و به تمجید از نوشته ها و شخص ناصردفتر پرداخت. (رک. اسناد و خاطرات ناصردفتر روایی: 14)
روایی به جز کسروی، با دیگر آذربایجانی های نامدار فارسی گرا از قبیل حسین کاظم زاده (ایرانشهر) و عبدالرحیم خلخالی نیز مکاتبه داشت (همان: 14) و در کنار آن با کسانی چون: میرزاجواد ناطق، محمود غنی زاده، اسماعیل امیرخیزی، محمدعلی صفوت، یحیی آرین پور، غلامعلی رعدی آذرخشی و ... همفکری و نشست و برخاست یافت. همچنین از رهگذر فعالیت در انجمن ادبی تبریز، با دشمنان غیر آذربایجانی زبان و فرهنگ آذربایجان از قبیل: محمدامین ادیب طوسی، حسن ذوقی، احمد سعیدی و تعدادی دیگر کاسه و کوزه یکی شد.
روایی بر تأسیس مدرسه در خلخال بسیار مصر بود. او در سال 1326 قمری مدرسۀ ناصری را در خلخال بنیاد گذارد و این مدرسه را با کمک حاج میرزامحمدتقی خلخالی، که سابقۀ معلمی در باکو را در کارنامۀ خود داشت؛ در اول میزان (مهر) همین سال افتتاح کرد (همان: 22) و با وجود فترت های پیاپی در کار فعالیت مدرسه، هر بار فرصتی حاصل کرد، کار مدرسه را از سر گرفت، مدرسه ای که به اعتقاد وی بعد از تشکیل مدارس تبریز و آستارا، سومین مدرسه در آذربایجان بود. (همان: 23)
ادامه دارد.
✍️ علی بابازاده
آدرس کانال:
@bildirish_channel