به نام جنبش ملی تورک، به کام پان‌ایرانیسم و سید احمد کسروی توسط چند… — قادر کیانی — TG.ME

به نام جنبش ملی تورک، به کام پان‌ایرانیسم و سید احمد کسروی


توسط چند نفر از دوستان هم‌فکر ملی‌گرای تورک اطلاع یافتیم که انتقادی بر نوشتۀ این دانشجو تحت عنوان «پایان روایت انحصاری از تاریخ معاصر ایران» شده است. چون انتقاد با دروغ شروع شده بود. بقیه‌اش را نخواندم. در همان اول نوشته بود: «اردوبادی به تبریز نیامده است.» اما آن انتقاد بهانه‌ای شد تا بار دیگر کلیدواژه‌ای را یادآوری کنیم که برای توضیح تاریخ معاصر ایران بسیار کارآمد است.

يک‌صد و اندی سال است که در این کشور شعار آزادی سر داده می‌شود. اولین بار شعار فراماسونریِ «آزادی، برابری، برادری» توسط لژهای فراماسونری در ایران به عرصۀ سیاست عملی کشور راه یافت. شعار انقلاب سال پنجاه‌وهفت «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» بود. در تظاهرات اعتراضی به دنبال مرگ مهسا امینی در تقریباً يک‌صد شهر شعار «زن، زندگی، آزادی» سر داده شد. بخشی از فعالان جنبش ملی تورک هم «آزادلیق، عدالت، میللی حکومت» را شعار خویش کرده‌اند.

این‌جاست که خواه ناخواه ژرف‌اندیشان به تأمل و تفکر وادار می‌شوند. چرا باید این همه مدت طولانی شعار «آزادی» توسط کنشگران یک ملت سر داده شود؟ مگر آزادی دست‌نیافتنی است؟ صرف این‌همه هزینۀ هنگفت انسانی، مالی و ... برای دست‌یابی به آزادی کم بود؟ کنشگران سیاسی نسل‌های پیشین حکومت استبدادی، استعمار و جهل و خرافه‌پرستی را عامل عقب‌ماندگی کشور و عدم دسترسی به آزادی می‌دانستند. راه حل و «چه باید کرد؟»شان هم معلوم بود. سرنگونی حکومت استبدادی، مبارزه با استعمار و خرافه‌پرستی.

دو بار حکومت استبدادی در تاریخ معاصر سرنگون شد. دو بار کودتای خونین در این کشور توسط پهلوی اول و دوم و با کمک بیگانگان به وقوع پیوست. چندین بار شورش‌های خیابانی خونین برای آزادی انجام گرفته است. اما چنان‌که در بالا آوردیم. باز در به همان پاشنۀ قبلی می‌چرخد. ما يک‌صد و اندی سال است که شعار آزادی سر می‌دهیم. اما با کمی کنکاش و دقت می‌بینیم چند کشور در آسیای جنوب شرقی، آفریقا و ... در پنجاه سال اخیر حکومت استبدادی خویش را با هزینه‌ای کم‌تر از ما به حکومت دموکراتیک تغییر داده‌اند.

این‌جاست که ضرورت ارزیابی انتقادی گذشته دو چندان می‌گردد. این‌جاست که عامل اصلی بدبختی این ملک و ملت به غیر از حکومت استبدادی، استعمار و خرافه‌پرستی «کنشگران سیاسی است» رخ می‌نماید. پس سزاست که برای تضمین موفقیت‌آمیز بودن گام‌های بعدی و جلوگیری از صرف هزینه‌های بی‌ثمر، تیغ تیز انتقاد بر شاهرگ گردن‌شان نهاده شود و بی‌محابا مورد نقدشان قرار داد. آتشی از استدلال باید افروخت تا استخوان‌های‌شان سوزانده شود. این اولین و ضروری‌ترین گام است که باید برداشته شود. اما دردا و دریغا توسط دانشگاه، آموزش و پرورش، رسانه‌های جمعی و ... در این يک‌صد و اندی سال تبیین و تفسیر‌های پان‌ایرانیستی و کمونیستی را در نزد سطحی‌نگران تا حد متن مقدس و قابل پرستش بالا برده است.

این است که، تا به سید احمد کسروی ضد تورک بگویی بالای چشمت ابروست، به‌ظاهر فعال جنبش ملی تورک شاخ و شانه می‌کشد و با چنگ و دندان از سید احمد کسروی و تاریخ‌نگاری دروغین او دفاع می‌کند. درست در همین‌جاست که می‌توان حدس زد اکنون آنان بر کدامین قله نظر کرده و ره خواهند پیمود.


قادر کیانی
@ghaderkiani
❤14👌3👍1
August 19, 2026 595 10