اگرچه هنر زیبا با قصد آگاهانه مبنی بر تولید چنین تجربه زیباشناسانه ای طراحی میشود، کانت تأکید میکند که این هنر نباید آثار طراحی عامدانهاش را آشکارا بر چهره داشته باشد. برای اینکه بتوانیم هنر را به عنوان امر زیبا تجربه کنیم باید آن را به مثابه امری رها و آزاد از قیودِ طراحی قاعدهمند ببینیم، درست مانند هرآنچه در طبیعت هست و ما آن را زیبا میدانیم. به این ترتیب، تجربه امر زیبا در طبیعت بیش از هر چیز دیگر این قابلیت را دارد که معنای اصیلِ چنین تجربه زیباشناسانه ای را بر ما مکشوف کند. تجربه کردن طبیعت یا ابژهای طبیعی به مثابه زیبا بر حکمی تأملی مبتنی است با این مضمون که جهان پیرامون ما غایتمند است و به صورتی هماهنگ با طبیعت ما، که موجودات خودانگیخته و مختاری هستیم، سازگاری دارد. در هنر زیبا، چنین غایتمندیای به دست هنرمند خلق میشود، هنرمندی که نباید اجازه دهد هیچ یک از جزئیات سازندهی این غایتمندی در اثرش آشکار شود...
📚 فلسفهی آلمانی - میراث ایدئالیسم
✍️ تری پینکارد
----------------‐-------------------------------------
پیشتر گفته شد که هنرمند، در خلق اثر هنری به خداوند تشبّه میکند. کانت نیز تجربهی خالص و کامل امر زیبا، یعنی تجربهی "غایتمندی بیغایت" را در طبیعت مییابد. هنرمند، در تشبّه خود به خداوند، میکوشد در عین حضور در تمام اثر، خود را پنهان کند که، با ادبیات کانت، اثرش طبیعیتر جلوه کند. فلذا بدیهیست که این غیبت نمیتواند تمام و کمال باشد، چرا که هنرمند هرچه باشد، خداوند نیست و کارش هرچه عالی باشد، همواره ناقص خواهد بود.
اما آیا بهتر نیست طبیعت را نه "بیغایت"، بلکه دارای غایتی تماماً نامحسوس بدانیم؟
✍️ علی نقدی
@naghdiism

