با نگاهی به کتب تئوری و آموزش نویسندگی، می‌توان جفت‌کلمات متنوعی برای… — دست به نقد — TG.ME

دست به نقددر ستایش طرح یکی از آن نکاتی که در کتب آموزشی متعدد تکرار شده است، اهمیت طراحی پیرنگ، قبل از شروع به نگارش داستان است. اما وقتی خودتان دست به نوشتن می‌زنید، لایه‌های دیگری از اهمیت آن جلوه‌گر می‌شود. ۱. ذهن به‌ندرت می‌تواند نقش معمار و ادیب را همزمان ایفا…
با نگاهی به کتب تئوری و آموزش نویسندگی، می‌توان جفت‌کلمات متنوعی برای توصیف معماری پیرنگ و غنا بخشیدن به آن پیدا کرد. برخی از آن‌ها را مرور می‌کنیم:

۱. محمدحسن شهسواری در کتاب حرکت در مه، از دو نوع جذابیت در داستان سخن می‌گوید، جذابیت طولی و جذابیت عرضی. جذابیت طولی به ستون فقرات پیرنگ و نظام روابط علت‌ و معلولی آن اشاره می‌کند. جذابیت عرضی نیز به عمق داستان و پرداخت آن دلالت دارد.

۲. ژان میتری، در کتاب روانشناسی و زیبایی‌شناسی سینما، در فصل‌های ابتدایی کتاب که وارد بحث تخصصی سینما نشده است و هنر را از از دید زبان‌شناسانه تحلیل می‌کند، برای زبان هنرمندانه دو لایه‌ی معنا تعریف می‌کند. لایه‌ی‌ اول، معنای ظاهری یا واقعی‌ای است که از جملات آن‌گونه که هستند نشئت می‌گیرد. اما لایه‌ی دوم، لایه‌ی معنای ثانویه یا معنای غِنایی است که به کل عبارت جان می‌بخشد و کلمات را به حرکت درمی‌آورد. میتری تاکید می‌کند که معنای ثانویه بدون یک معنای اولیه وجود نخواهد داشت.

۳. وارن باکلند در کتاب خود به نام "روایت و روایت‌گری"، همانطور که مشخص است این دو اصطلاح را از یک‌دیگر تفکیک می‌کند. یعنی چه روایتی برای تعریف داریم و چگونه می‌خواهیم آن را تعریف کنیم. او در بخشی از کتاب متذکر می‌شود که (در حالت ایدئال) پس از پایان روایت(طراحی داستان)، تازه به شروع روایتگری می‌رسیم، یعنی شروع نوشتن!

۴. ویکتور پرکینز در کتاب فیلم به‌عنوان فیلم، نکته‌ای در خصوص سینما مطرح می‌کند که می‌توان به داستان‌نویسی تعمیمش داد. او برای تولید یک فیلم، دو مرحله خَلق قائل می‌شود. در مرحله‌ی اول، واقعیتی برای ضبط خلق می‌شود و در مرحله‌ی بعدی، با نحوه‌ی ضبط آن واقعیت مصنوع، معنای ضمنی‌ خاصی خلق خواهد شد.

آیا مورد دیگری از این الگوهای مشابه سراغ دارید؟

@naghdiism
❤9
August 27, 2026 409 6