او با این افکار درصدد است خود را به آرامش و یقین برساند و دلهرهاش را فرو بنشاند. بالزاک، در دورانی که خوشبینی همگانی به پیشرفتهای علمی بر جامعه حاکم است، با موشکافی دقیق خود پرده از یک مکانیزم روانی برمیدارد. مکانیزمی که طی آن، علم میخواهد جای الهیات و متافیزیک را بگیرد. جوان، در حدیث نفسش، به ارجاع به کشفیات علمی آن دوران، میخواهد خود را به یک منبع اطمینانبخش متصل کند. به عبارت دیگر، او از فیزیک، آرامشی متافیزیکی تمنا میکند. در ادامهی داستان، این حدیث نفس در کنش بیرونی او نمایان میشود. او سراغ دانشمندان مکانیک و شیمی پاریس میرود تا با ماشینآلات والا و آزمایشهای جدیدشان با آن تکه چرم منحوس زورآزمایی کنند و بر وسعتش بیفزایند. اما چرم، تمام توانایی و یافتههای علمی آنان را به سخره میگیرد.
2/3
@naghdiism
10August 23, 2026 379 5