از اعماق جان نوشتن؟ اصلا درک نمیکنم. آه! اصلا! من که فکر نمیکنم بتوان کار دیگری جز این کرد. مگر میشود ذهن و قلب را از هم جدا کرد؟ مگر این دو با هم متفاوتند؟ مگر احساس میتواند خود را محدود کند؟ مگر هستی میتواند خود را تقسیم کند؟ بهطور خلاصه، جاری نکردن کامل مکنونات خود در یک اثر، به نظر من، همانقدر امکانناپذیر است که گریستن با چیزی بهجز چشم و فکر کردن با چیزی بهجز مغز.
پس منظور تو چه بود؟ هرموقع فرصت کردی، باید برایم بگویی.
نامهنگاریهای گوستاو فلوبر و ژرژ ساند
آوازهای کوچکی برای ماه



