این را در نظر داشته باش، چرا که شخصیتها در رمانهای ما، به رقم تمام افعالشان، بر این مبنا قرار دارند که آیا بهطور مطلوب آرزوهای مشتاقانه خود را به دست خواهند آورد یا خیر؟ چه عشق باشد یا افتخار، اقبال یا لذت، از زمانی که خلق شدهاند، آرزوی دست یافتن به نهایت آن را در سر پروراندهاند. اگر ما در ذهن خود فلسفهای داشته باشیم، این شخصیتها مستقیما طبق افکارمان قدم برمیدارند و اگر نه، به طور اتفاقی پیش میروند و بهشدت تحت سلطه حوادثیاند که ما سر راهشان میگذاریم. آنها، که ملهم از عقاید شخصی ما هستند و محکوم به نابودی، هیچگاه منطقی ظهور پیدا نمیکنند. آیا باید بیشتر از وجودمان در آنها بدمیم یا کمتر؟ آیا نباید چیزی را که اجتماع که در هر کدام از ما قرار داده در آنها بنهیم؟
نامهنگاریهای گوستاو فلوبر و ژرژ ساند
آوازهای کوچکی برای ماه
August 10, 2026 64 1