جسیکا لبِ بالا‌یی‌اش را گزید و به این مسئله اعتنا نکرد که این کار… — بار‌ آخر — TG.ME

جسیکا لبِ بالا‌یی‌اش را گزید و به این مسئله اعتنا نکرد که این کار شاید افکارش را لو بدهد. دوکِ او [...] هر وقت او چنین کاری می‌کرد به او می‌خندید. به جویدنِ لب می‌گفت: ( تنها واکنشِ افسارگسیخته و ناخواسته‌ات. ) بعد هم می‌گفت: ( نشانم می‌دهد که مضطربی و باید ببوسم‌شان تا دیگر نلرزند.)


تلماسه/جلد سوم
فرانک هربرت
ترجمه حسین شهرابی
August 30, 2026 32