عارمان فلسطین و ردپای یهودیان در آن بخش نخست سرسری‌تر از اخلاق دین… — Out of Step — TG.ME

Out of Stepدین انسانیت و گناه یهود (بخش پایانی) [با این اوصاف] آیا کار از کار گذشته؟ آیا وظیفۀ یادآوری و فراموش نکردن محکوم به پوچی و مضحکه است؟ آیا اومانیسم، با نابود شدن یا در محاق‌رفتن بخشی از ما که در برابر دوگانۀ تبعیض و حقوق بشر ایستادگی می‌کند، حرف آخر خودش را…
عارمان فلسطین و ردپای یهودیان در آن

بخش نخست

سرسری‌تر از اخلاق دین اومانیته سیاست آن است. شاهدش اینکه فرد با کرامت انسانی و حقوق لاینفکش هیچ تفاوتی با مفهوم کلی انسان ندارد، همان‌قدر بی‌خاصیت. این همه تاکید روی دیورسیته برای پوشاندن همین تناقض است. فرد در اقیانوس sameness غسل تعمید داده و بیدرنگ غرق می‌شود؛ فرد غرقه‌گشته را نمی‌شود با این تنفس مصنوعی دوباره فردیت داد. ضمایر پوچ نمی‌تواند جای جنسیت بیولوژیک نفی‌شده را بگیرد. امراض همایند، اونیورسالیسم، فردباوری، برابری‌خواهی و ذهنیت دموکراتیک هر کدام بخشی از انسان غیرانتزاعی را می‌کنند و جلد تهی او را چون پوستی با کاه انتزاعیات پر می‌کنند، یا همین فاجعه‌ای که اسمش را گذاشته‌اند سیاست هویتی. اخلاق این کیش هم بر پایهٔ سست سانتی‌مانتالیسم، تظاهر به فضیلت، فضیلت‌فروشی، و شفقتی انتزاعی و تهی بنا شده: تقلیدی سبک‌سرانه و پوچ از شفقت/محبت مسیحی. کار این دین ربودن تمامی دغدغه‌های اخلاقی از انسان‌های جزئی است تا آن را صرفاً نثار انسان کلیِ ذهن‌ساخته یا فردهای بی‌خاصیت کند، تا مگر مؤمنانش با این ترفند، از مسئولیت اخلاقی بگریزند. خود مفهوم فرد کمتر از انسانیت انتزاعی نیست.

در این نظام واژگون، عارمان فلسطین فقط مسئله‌ای سیاسی نیست، که عملاً مقدس‌ترین وسواس نافردهای بی‌اخلاق نامسئول است، پوشالی برای پر کردن قالب خالی‌ماندۀ فضایل، با مناسکی نمایشی، جلف و کفرآمیز در محراب رسانه که با هدف پاک‌کردن "گناه یهودی کشی" از وجدان معذب جمعی، مؤمنان را با مغزشویی تعمید دوباره می‌دهد. ذکر مصائب بی‌گناهان غزه عبادت هرروزه است چون غزه جلجتای جدید است با هزاران مصلوب.

اما شبه‌اخلاقِ دین اومانیته هم، با انسان‌دوستی جهانشمولش، کیش پرهیز از آسیبش، لیبرالیسم ترسش، کیش پرهیز از قضاوتش، دیگرخواهی موثرش، خوشبینی حادش، پیشرفت باوریش، صلح‌دوستیش، خشونت‌پرهیزیش، باورش به طبیعت نیک انسان، و‌ غرق کردن همه‌چیز (خیر و‌ شر، حقیقت و‌ کذب، زیبا و زشت) در شب تاریک سانتیمانتالیته، نهایتاً از دینی روسانتیمان-زی فراتر نمی‌رود و نمی‌تواند مؤمنانش را از نفرت و نهایتا طبیعتشان نجات دهد. آدم نمی‌تواند آسیبی را که خود به دیگری رسانده، فراموش کند. همان که جان گری می‌گوید یهودیان هرگژ قرار نیست بابت هولوکاست بخشیده شوند و تاکیتوس هم گفته بود، در طبیعت آدمی است که از کسی که از او آسیب دیده، متنفر باشد. این همه دستگاه انتزاعی ساخته‌اند تا نفرتی واقعی انکار شود، تا رد نفرتی اساسی گم شود. اومانیته تطهیر وجدان معذب غربی است.

ادامه دارد

@out_of_step
December 5, 2025 748 13