🔅از بیخانمانی تا ساختن جهان مشترک
مسعود قربانی
تلاش دکتر #محمدجواد_غلامرضاکاشی در تازهترین اثرش، #سیاستی_دیگر #خلق_جهان_مشترک_ایرانی ، دعوت به تفکری دوباره است، پیرامون این برداشت از سیاست، که آنرا تنها میدان دفاع از عقاید ایدئولوژیک میبیند.
او به دنبال پاسخ به این سوآلِ بهظاهر ساده، ولی به نظرم بهشدت پیچیده و اندیشهسوز است که:
«آیا میتوان به صورتی از زندگی سیاسی اندیشید که حرمت زندگی روزمره، بهمثابهی بنیانگذار حیات سیاسی، در آن محترم شمرده شود و سایر جوانب زندگی اجتماعی، نظیر نهادها، ایدهها، قوانین و میراث اجتماعی و تاریخی، در موقعیتی ثانوی و تبعیتکننده بنشینند؟» (ص ۷)
نویسنده، ایدهی کتابش را تلاشی مقدماتی برای برونرفت از ادبیات ایدئولوژیک یا، به قول خودش، حاکمانه میداند؛
ادبیاتی که در آن سوآلهایی چون
«چه کسی باید حکومت کند؟ و چطور باید حکومت کرد؟»
در بالا مینشست و مردم، مادهیی خام و بیشکل فرض گرفته میشدند.
در فهم حاکمانه، دار و ندار حیات سیاسی عمودی است و روابط افقی میان مردم، نادیده گرفته شده و به حاشیه رانده میشود.
این فهم، با تکنیکِ استعلایی بخشیدن به کلام سیاسی،
ادبیات سیاسی را ــ اگر دینی است ــ به فرامین خدا،
اگر سکولار است به ملزومات توسعه و شکوفایی اقتصادی،
اگر چپ مارکسیستی است به غایتمندی تاریخ
و اگر ناسیونالیستی است به ملزومات ناشی از تعلق به یک تاریخ و فرهنگ تقلیل میدهد.
🔅 آنچه در این نگاه فراموش شده، اکنونیت و موازنهی نیروهای واقعی در شبکهی روابط همعرضیِ یک جامعهی سیاسی است. (ص ۱۰)
ادامه در لینک
@MasoudQorbani7
https://tg.pe/J1U







