کاتالاکسی: post #651 — TG.ME

گزارشی از شرایط اقتصادی-اجتماعی حاکم بر ایران در ابتدای دهه پنجاه شمسی(1)

اخیرا آقای موسی غنی‌نژاد در یکی از مصاحبه‌های خود گفته بود که در  کاباره‌ای در شهر تبریز، در سال‌های پایانی رژیم پهلوی (اوایل دهه ۵۰ خورشیدی) یک قصاب که در کاباره نشسته و در حال نوشیدن ویسکی بوده است به فردی که کنارش نشسته بوده می‌گوید اگر ما این‌قدر در اینجا خوش می‌گذرانیم و ویسکی می‌خوریم، پس کسانی که در قدرت هستند چقدر بیشتر کیف می‌کنند و خوش می‌گذرانند.

در ادامه گزارشی از آرشیوه ملی ایالات متحده مربوط به ۹ اسفند سال ۱۳۵۰ را مرور خواهیم کرد. شایان توجه است که این شرایط اجتماعی اقتصادی کشور حدود هفت سال قبل از انقلاب است.

گزارش وضعیت:۲۸ فوریه ۱۹۷۲ [۹ اسفند ۱۳۵۰]
۱. مطبوعات محلی روزهای ۲۷ و ۲۸ فوریه [۸ و ۹ اسفند] در صفحات اول خود مقالاتی منتشر کرده‌اند که از برگزاری راهپیمایی‌ها و تظاهرات گسترده‌ای (حکومتی) خبر می‌دهند. این تظاهرات توسط «کمیته دفاع ملی»، متشکل از تمامی گروه‌ها، احزاب و اصناف، سازماندهی شده و قرار است روز سه‌شنبه، ۲۹ فوریه [۱۰ اسفند]، در تهران و سایر استان‌ها برگزار شود تا پاسخی به همه دشمنان خارجی، تحریک‌کنندگان و عوامل امپریالیسم باشد. مطبوعات در ذکر نام امپریالیست‌ها محتاطانه عمل کرده و به رژیم‌هایی مانند دولت بعثی در بغداد اشاره می‌کنند.
 
۲. روز سه‌شنبه تمامی مغازه‌ها، کسب‌وکارهای خصوصی، صنایع، دانشگاه‌ها و مدارس تا ظهر تعطیل خواهند بود تا مردم بتوانند در راهپیمایی‌ها و تظاهرات اعتراضی گسترده شرکت کنند. ادارات دولتی باز خواهند بود. مجلس شورای ملی جلسه روز سه‌شنبه خود را لغو کرده است تا نمایندگان بتوانند در این راهپیمایی‌ها شرکت کنند.
 
۳. راهپیمایی اصلی که برنامه‌ای در طول روز است، قرار است در میدان سپاه تهران در منطقه بازار، حدود یک و نیم مایل جنوب سفارت، برگزار شود. (همچنین مطلع شده‌ایم که راهپیمایی بزرگ دیگری در ورزشگاه واقع در یک بلوکیِ شرق محوطه سفارت برنامه‌ریزی شده است.)
 
۴. طی چند ماه گذشته، برخی از دلایل مزمن نارضایتی عمومی به شکل قابل توجهی حادتر شده‌اند. احتمال تغییر نخست‌وزیر،که تا کنون [کمتر از ۱ خط از حالت محرمانه خارج نشده] آن را بسیار ضعیف ارزیابی می‌کرد، در حال حاضر به یک احتمال واقعی تبدیل شده است؛ اگرچه فقط به عنوان باج و صدقه‌ای برای فروپاشی و تسکین نارضایتی عمومی باشد. به عنوان یک حدس، جمشید آموزگار گزینه خوبی برای جانشینی هویدا خواهد بود.
 
۵. فاکتورهای زیر به این نتیجه‌گیری ختم می‌شوند:
الف. قیمت مواد غذایی، غذاهایی که سبد اصلی خانوار طبقات کم‌درآمد و متوسط را تشکیل می‌دهد، در یک سال گذشته حدوداً دو برابر شده است. بسیاری از کسانی که سال گذشته می‌توانستند هفته‌ای یک بار گوشت یا ماهی بخرند، امسال اصلاً توان خرید آن را ندارند. دستمزدها افزایش یافته، اما نه به همان نسبت. از این رو، فشار واقعی و شدیدی بر بخش بزرگی از جمعیت وارد می‌شود. هفته گذشته وزیر کشاورزی، بدون مشورت با نخست‌وزیر، افزایش شدید قیمت گوشت را اعلام کرد. نارضایتی عمومی بلافاصله به اندازه‌ای بروز یافت که [کمتر از ۱ خط از حالت محرمانه خارج نشده] نخست‌وزیر را چنان نگران کرد که او را واداشت با شاه تماس تلفنی گرفته و موافقت او را برای لغو تصمیم وزیر کشاورزی جلب کند. [کمتر از ۱ خط از حالت محرمانه خارج نشده] قیمت گوشت که پس از اعلام اولیه جهش یافته بود، با وجود لغو آن تصمیم به سطوح قبلی بازنگشته و همچنان نارضایتی شدیدی وجود دارد. [۱ خط از حالت محرمانه خارج نشده] توزیع گوشت و اکثر مواد غذایی دیگر توسط افرادی در پست‌های مسئول دولتی کنترل و مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرد. این موضوع برای مصرف‌کنندگان روشن است؛ بنابراین آن‌ها نه تنها دولت را مسئول افزایش قیمت‌ها می‌دانند، بلکه آن را مقصر فساد در این حوزه، که بخش حیاتی حیاتشان است، می‌دانند.
 
ب. روحانیت که همواره ضد دولت است، امروز بسیار بیشتر از سه سال گذشته این حالت را دارد. دو موضوع مشخص فعلی وجود دارد؛ تلاش دولت برای تشکیل «سپاه دین» و بازداشت اخیر یک آیت‌الله بسیار برجسته توسط دولت، که با پخش تصاویری از او در حین رابطه جنسی شدید با یک زن جوان همراه شد. نتیجه همه این‌ها ایجاد موج گسترده‌ای از احساسات ضد دولتی همراه با همدردی نسبت به روحانیت بوده است؛ حتی در میان کسانی که به طور معمول اهمیت چندانی به این مسائل نمی‌دادند. (در این بخش این سوال پیش می‌آید که چرا مردم باید با روحانیت احساس همدردی کند شاید مخالفت با حکومت همواره چشم عقل عموم را در این کشور کور می‌کند!؟)
کاتالاکسی
history.state.gov
Historical Documents - Office of the Historian
history.state.gov 3.0 shell
❤5
August 22, 2026 450 11