در باب یارانه پنهان انرژی
در دهههای اخیر مفهومی توسط سازمان برنامه به فضای اقتصادی ایران وارد شده است که علی رغم نقدهای متعدد به آن تا امروز پایه و معیار سیاستهای شوک درمانی توسط دولت قرار گرفته است. متن روشنگرانه زیر توسط آقای دکتر فرزاد جاویدان راد در باب یارانه پنهان در توییتر منتشر شده است:
در بحث قیمت انرژی، برخی اقتصاددانان جریان اصلی در ایران مرتب از «یارانه پنهان» (Hidden subsidy) یا «یارانه ضمنی» (Implicit subsidy) سخن میگویند و سپس از ارقام نجومی آن برای توجیه شوکدرمانی استفاده میکنند. اما این استدلال چند مشکل اساسی دارد[که در ادامه به این ارادات خواهیم پرداخت]:
«یارانه ضمنی» مفهوم دقیق و آکادمیک نیست. تعریف واحد و جهانشمولی برای آن وجود ندارد و در ادبیات مختلف معانی متفاوتی پیدا میکند. بنابراین وقتی میگویند ایران سالانه X میلیارد دلار یارانه پنهان انرژی میدهد، اولین سؤال باید این باشد: X میلیارد دلار را نسبت به کدام قیمت و کدام معیار محاسبه کردهاید؟اگر قیمت جهانی یا قیمت صادراتی را معیار قرار دهید، عملاً میگویید: (قیمت جهانی − قیمت داخلی) × مصرف داخلی. اما چرا قیمت جهانی باید قیمت صحیح یا واقعی برای مصرفکننده ایرانی باشد؟ این یک فرض نظری و سیاستی است، نه یک قانون اقتصادی.
اگر نفت و گاز و منابع طبیعی متعلق به ملت ایران هستند، توزیع بخشی از رانت این منابع میان شهروندان را نمیتوان صرفاً با یک برچسب «یارانه» بیاعتبار کرد. مصرف داخلی به جای صادرات میتواند به معنای از دست رفتن درآمد صادراتی باشد، اما هزینه فرصت برابر یارانه نیست. دولت میتواند آگاهانه تصمیم بگیرد بخشی از رانت منابع طبیعی را بهصورت قیمت پایینتر انرژی در اختیار مردم قرار دهد. میتوان با این سیاست موافق یا مخالف بود، اما ابتدا باید آن را درست تعریف کرد.هیچکس نمیگوید قیمتهای پایین انرژی میتوانند برای همیشه بدون اصلاح باقی بمانند. مسئله اصلاح قیمت یا عدم اصلاح آن نیست، بلکه چگونگی، زمانبندی و اثرات تورمی، معیشتی و امنیتی آن مهم است و این دقیقاً جایی است که استدلال شوکدرمانی راه به خطا میرود.
در اقتصادی با تورم بالا، افزایش شدید قیمت انرژی فقط قیمت بنزین را بالا نمیبرد؛ هزینه حملونقل، تولید و حتی مخارج دولت، فقر و نابرابری هم بالا میبرد و درآمد واقعی مردم بهشدت پایین میآید. بنابراین نمیتوان با یک محاسبه حسابداری درباره یارانه پنهان نسخه سیاستی صادر کرد.در اینجا یک نکته بسیار مهم درباره ایران وجود دارد: ایران از ظرفیت بسیار بالای تکنولوژیکی برخوردار است و در بسیاری از حوزهها مانند تجهیز ناوگان حملونقل عمومی، افزایش بهینهسازی حرارتی منازل و ادارات، خطوط انتقال انرژی، بهینهسازی مصرف بنزین خودروها یا موارد مشابه، نیاز به ارز یا ندارد یا بسیار محدود است. دست دولت در افزایش بودجه ریالی هم برخلاف اقتصاددانان جریان اصلی بسته نیست.اصلاح ساختاری میتواند از مسیر سرمایهگذاری نیز انجام شود، نه فقط از مسیر افزایش قیمت، آنهم در شرایط جنگی. در هیچ کجای دنیا دولتها در شرایط جنگی مردم خود را با شوکدرمانی روبهرو نمیکنند و در پی بودجه متوازن، از مخارج خود برای کمک به مردم نمیکاهند.اینجا باید یک باور عمیقاً ریشهدار در سیاستگذاری ایران نیز مورد بازنگری قرار گیرد: این تصور که هر افزایش در مخارج دولت، ذاتاً و بهطور مکانیکی تورمزاست.
بودجه دولت مانند بودجه خانوار نیست. دولت اول خرج میکند و بعد با مالیات درآمد کسب میکند. این برداشت سادهشده از پولگرایی، اگر به یک قاعده سیاستی مطلق تبدیل شود، عملاً دست دولت را از مهمترین ابزار سرمایهگذاری زیرساختی خود میبندد.تورم معلول مخارج دولت نیست؛ بلکه به ظرفیت تولید، محدودیتهای عرضه، ارز، واردات، انتظارات، ساختار بازار و نحوه تأمین مالی و اجرای مخارج نیز بستگی دارد.
در شرایط امروز ایران، زمانبندی اهمیت حیاتی دارد. اقتصادی با تورم بالا، کاهش قدرت خرید، نااطمینانی، تحریم و سایه جنگ، محیط مناسبی برای یک شوک بزرگ قیمتی نیست. حتی اگر اصلاح قیمت انرژی از نظر بلندمدت ضروری باشد، اجرای ناگهانی آن میتواند ثبات اجتماعی و سیاسی را تشدید کند. اقتصاددان باید این تأثیرات را هم در مدل خود ببیند.
ایران میتواند بهتدریج نظام انرژی خود را اصلاح کند، بدون اینکه هزینه اصلاح را یکباره بر دوش مردمی بگذارد که سالهاست قدرت خریدشان کاهش یافته است. مسئله انتخاب سیاست درست است. اقتصاددانان باید بهجای شمردن یارانههای پنهان، هزینههای آشکار شوکدرمانی را هم حساب کنند. شوکدرمانی در شرایط تحریم مالی و جنگ و در زمانی که دولت کنترل کاملی بر هیچیک از مؤلفههای اقتصادی، بهخصوص بازار ارز و حساب سرمایه ندارد، فقط یک خودکشی است.
کاتالاکسی
profiles.warwick.ac.uk
Farzad Javidanrad | About | The University of Warwick
View the The University of Warwick profile of Farzad Javidanrad. Including their outputs, grants and teaching & supervision.
10August 30, 2026 279 34 15