خاستگاه حوزهی عمومی بورژوایی
واژههای «عمومی» (public) و «حوزهی عمومی» (public sphere) طیف وسیعی از معانی را با خود حمل میکنند. ریشههای آنها به برهههای تاریخی مختلف برمیگردد. حوزهی عمومی تا قبل از قرن هجدهم در آلمان اصلاً به این اسم نامیده نشده بود و لذا میتوان تصور کرد که این حوزه، دستکم در آلمان، نخستینبار در همین دوران ظهور کرد و نقش خود را ایفا نمود. این حوزه مشخصاً بخشی از «جامعهی مدنی» (civil society) بود که در همین زمان به مثابه قلمروی مبادلهی کالا و «کار اجتماعی» و قلمروی تابع قوانین خاص خود رونق میگرفت.
مفاهیمی دال بر اینکه چه چیزی عمومی است و چه چیزی عمومی نیست، یعنی «خصوصی» (private)، از قدیم وجود داشتهاند و ریشههای آنها را میتوان تا گذشتههای دور دنبال کرد. در دولتشهرهای توسعهیافتهی یونانی، حوزهی «پولیس» (polis) که برای تمام شهروندان آزاد در دسترس بود، بهطور کامل از حوزهی «ایکوس» (oikos) جدا بود. حوزهی ایکوس همان قلمروی بود که در آن هر فرد حریم خصوصی خود را داشت. «حیات عمومی» در میدان کسبوکار (اگورا) جریان داشت. نظم سیاسی بر پایهی اقتصاد بردهداری استوار بود، لذا شهروندان از انجام کار تولیدی معاف بودند، اما استقلال شخصی آنها بهعنوان رئیس خانواده، اصلیترین عاملی بود که به آنها مجوز میداد در حیات عمومی مشارکت کنند.
حوزهی خصوصی به طرزی ناگسستنی به حوزهی عمومی پیوند خورده بود. برای مشارکت در حیات عمومی هیچچیز نمیتوانست جایگزین معیار رئیس خانه و خانواده شود. منزلت فرد در «پولیس» بر منزلت او در مقام رئیس تامالاختیار ایکوس استوار بود. بازتولید زندگی، کار بردگان و خدمات زنان تحت حاکمیت همین رئیس تامالاختیار انجام میپذیرفت. تولد و مرگ زیر سایهی او اتفاق میافتاد و قلمروی ضروریات و غیرضروریات زندگی بخشی جدانشدنی از حوزهی خصوصی تحت سیطرهی این رئیس بود.
در مقابل این حوزهی خصوصی، طبق تفسیری که یونانیها از خود و جامعهی خود داشتند، حوزهای عمومی قرار داشت که قلمرو آزادی و ثبات محسوب میشد. فقط در این حوزهی عمومی بود که هر آنچه وجود داشت، نمایان میشد و همهچیز برای همگان رویتپذیر میگشت. در بحث و گفتوگوی شهروندان، مسائل و موضوعات مطرح میشدند و دربارهی آنها تصمیمگیری میشد. در رقابت بین افراد برابر، یعنی شهروندان، بهترینها برنده میشدند و قابلیتهای ذاتی خود را نشان میدادند. حوزهی پولیس فضایی باز برای برهمکنش شهروندان شریف فراهم میساخت. شهروندان در این حوزه همچون افرادی برابر با هم رقابت میکردند، اما هر کدام سعی میکرد در این رقابت برنده شود. فضیلتهایی که ارسطو آنها را به زیبایی دستهبندی و تدوین کرده بود، در این حوزه تجلی مییافت.
📘 دگرگونی ساختاری حوزه عمومی
✍🏻 یورگن هابرماس
↔️ جمال محمدی
📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
January 15, 2026 99