خطرات ملی‌گرایی قومی ملی‌گرایی اروپای مرکزی و شرقی، با تأکیدش بر… — کتاب‌خوان (علم و روشنگری) — TG.ME

خطرات ملی‌گرایی قومی

ملی‌گرایی اروپای مرکزی و شرقی، با تأکیدش بر جامعۀ فرهنگی و زبانی، اغلب به نگرشی انحصاری و غیرمتحمل نسبت به دیگر ملیت‌ها منجر شده است. تأکید بر جامعۀ ارگانیک (Organic community)، در برابر جامعۀ عقلانی، اغلب به انکار حقوق فرد و سرکوب آزادی او منجر شده است. ملی‌گرایی اروپای مرکزی و شرقی اغلب نیرویی تفرقه‌افکن بوده، ملیت‌ها را در برابر یکدیگر قرار داده و به درگیری‌ها و جنگ‌ها منجر شده است. افراطی‌ترین شکل این ملی‌گرایی، ملی‌گرایی نژادی نازی‌ها بود که ملت را نه‌تنها جامعه‌ای فرهنگی و زبانی، بلکه جامعه‌ای زیستی مبتنی بر پیوندهای خونی می‌دانست. ملی‌گرایی نازی نه‌تنها جنبشی فرهنگی، بلکه جنبشی سیاسی بود که هدفش تأسیس دولتی توتالیتر مبتنی بر برتری یک نژاد بر همۀ نژادهای دیگر بود. ملی‌گرایی نازی افراطی‌ترین و خطرناک‌ترین شکل ملی‌گرایی بود، زیرا اصول بنیادین برابری انسانی و کرامت انسانی را انکار می‌کرد.

ملی‌گرایی اروپای مرکزی و شرقی، با تأکیدش بر جامعۀ ارگانیک، اغلب با اصول آزادی فردی و حقوق شهروندی ناسازگار بوده است. مفهوم رمانتیک ملت به‌مثابۀ جامعه‌ای ارگانیک، بدنی عرفانی با زندگی خاص خود، اغلب به سرکوب فرد و انکار حقوق او به‌عنوان شهروند منجر شده است. مفهوم رمانتیک ملت اغلب توجیهی برای اقتدارگرایی و توتالیتاریسم بوده است. ملی‌گرایی اروپای مرکزی و شرقی اغلب نیرویی ارتجاعی بوده، مخالف اصول عقل‌گرایی (Rationalism) و لیبرالیسم. ملی‌گرایی اروپای مرکزی و شرقی اغلب جنبشی برای حفظ گذشته بوده، نه جنبشی برای پیشرفت بشریت.

مفهوم غربی ملی‌گرایی نگاهی جهان‌گرا داشت؛ ملت را بخشی از جامعۀ بزرگ‌تر بشری می‌دانست و به همکاری ملت‌ها در نظمی بین‌المللی صلح‌آمیز و عقلانی هدف داشت. مفهوم مرکزی و شرقی ملی‌گرایی نگاهی خاص‌گرا داشت؛ ملت را موجودیتی یگانه و انحصاری می‌دید و اغلب به نگرشی غیرمتحمل و تهاجمی نسبت به دیگر ملت‌ها منجر می‌شد.



📘 ایدۀ ملی‌گرایی: پژوهشی در ریشه‌ها و پیشینۀ آن
✍🏻 هانس کون
📚 گروه کتابخوانی علمی

@SciBookReader
January 13, 2026 89