چشم‌انداز ملی‌گرایی مدنی برای هم‌گرایی جهانی ایدۀ نوین ملی‌گرایی که… — کتاب‌خوان (علم و روشنگری) — TG.ME

چشم‌انداز ملی‌گرایی مدنی برای هم‌گرایی جهانی

ایدۀ نوین ملی‌گرایی که در قرن هجدهم پدیدار شد، عمیقاً با تأکید جدید بر آزادی فردی و با ایدۀ عقل‌گرایانه روشنگری (Enlightenment) و بشری آزاد که در عدالت و صلح متحد شده است، پیوند داشت. ریشه‌های این ایده در جهان غرب، به‌ویژه در انگلستان و فرانسه، بود و تا امروز در آنجا خصلت اصلی خود را به‌عنوان مفهومی عقلانی و جهان‌گرا از آزادی حفظ کرده است. این ملی‌گرایی لیبرال و جهان‌گرا به اروپای غربی محدود نماند؛ بزرگ‌ترین پیروزی‌های آن در خارج از اروپا، به‌ویژه در ایالات متحده، جشن گرفته شده است.

در میان یونانیان و یهودیان، «احساس گروهی طبیعی قبیله‌ای» که در همۀ گروه‌های قومی مشترک است، به چیزی فراتر تبدیل شد. این «چیز فراتر» در ملی‌گرایی یونانی و یهودی بدون مشارکت فعال‌تر و کرامت هر عضو گروه بی‌معنا است. یهودیان و یونانیان «آگاهی جدیدی» پدید آوردند که به هر عضو گروه دانش مأموریتی ویژه می‌داد که به او سپرده شده بود و او را از سایر مردمان متمایز می‌کرد. این آگاهی، که هر فرد در آن شریک بود، او را به کرامتی شخصیتی جدید ارتقا داد و پایه‌های معنوی دموکراسی را آماده کرد.

قرن هجدهم، قرن روشنگری و انقلاب‌ها بود؛ هر دو عمیقاً به هم مرتبط بودند. هر دو از باور جدید به وحدت بشریت، پیشرفت ذهن انسانی، حقوق انسان و شهروند، و قدرت عقل برای شکل‌دادن به سرنوشت بشری انگیزه می‌گرفتند. تمدن مدرن در قرن هجدهم به شکل قطعی خود قالب‌بندی شد. داستان ملی‌گرایی از این‌رو در روایتی از توسعۀ تمدن غربی جای گرفته است. این روایت با تولید نوع جدیدی از جهان‌گرایی (Universalism) لیبرال و ساختارهای سیاسی مناسب برای آن از طریق انقلاب، دگرگونی پادشاهی‌های مطلقه، و ایجاد کشورهای جدید در «جهان نو» به اوج خود می‌رسد.

انقلاب‌های آمریکا و فرانسه نقشی محوری داشتند و عصر روشنگری را به اوج رساندند. قوانین اساسی آمریکا در سال ۱۷۸۹ پایدار ماندند، زیرا ایده‌ای که نمایندگی می‌کردند چنان با وجود ملت آمریکا درآمیخته بود که بدون آن ایده، هیچ ملتی وجود نمی‌داشت. ملی‌گرایی آمریکایی از آغاز نه‌تنها این‌جهان‌باور (This-worldly) بود، بلکه به‌عنوان مأموریتی جهان‌شمول تصور می‌شد، الگویی معتبر برای کل بشریت. «اصول اعلامیۀ استقلال نه‌تنها برای یک ملت خاص معتبر تلقی می‌شدند؛ آن‌ها اصول حقوق بشر بودند که به‌عنوان نمونه‌ای برای سایر ملت‌ها در نظر گرفته شده بودند».

ملی‌گرایی انقلاب فرانسه از نوع متفاوتی بود، هرچند آن هم بر ایدۀ آزادی و حاکمیت ملت استوار بود. ... انقلاب فرانسه ملت را نه‌تنها اتحاد همۀ افرادی که در یک زمان در مرزهای دولت زندگی می‌کنند، بلکه وحدتی ناگسستنی از مردگان، زندگان، و کسانی که هنوز زاده نشده‌اند، به‌مثابۀ بدنی عرفانی با زندگی خاص خود تلقی می‌کرد. بااین‌حال، مانند ملی‌گرایی آمریکایی، هدف آن مأموریتی جهان‌شمول بود و به پیروزی نهایی آزادی و عقل باور داشت.

از ایده‌های عبری و یونانی، عصر ملی‌گرایی بسیاری از الهامات اولیه و بنیادین خود را گرفت، اما از اورشلیم و آتن همچنین ستارگان راهنمای ابدی می‌درخشند که عصر ملی‌گرایی را فراتر از خود برمی‌کشند و به سوی آزادی عمیق‌تر و اشکال والاتر هم‌گرایی راهنمایی می‌کنند. ملی‌گرایی در خاستگاه خود جنبشی برای آزادی فردی و به‌رسمیت‌شناختن حقوق فرد به‌عنوان شهروند، برای حاکمیت مردم (Sovereignty of the people) و برای همبستگی آن‌ها در دولت ملی بود. عصر ملی‌گرایی در آغاز، دولت ملی را نه هدفی در خود، بلکه وسیله‌ای برای رهایی بشریت، به سوی عصری مسیحایی جدید می‌دانست که در آن همۀ انسان‌ها آزاد باشند و در صلح و همکاری زندگی کنند.


📘 ایدۀ ملی‌گرایی: پژوهشی در ریشه‌ها و پیشینۀ آن
✍🏻 هانس کون
📚 گروه کتابخوانی علمی

@SciBookReader
January 8, 2026 119