نظام فدرال و تعادل بین آزادی و برابری نظام فدرال (Federal system) با… — کتاب‌خوان (علم و روشنگری) — TG.ME

نظام فدرال و تعادل بین آزادی و برابری

نظام فدرال (Federal system) با نیت ترکیب مزایای گوناگونی که از گستردگی بیشتر یا کمتر ملت‌ها ناشی می‌شود، ایجاد شد؛ و نگاهی گذرا به ایالات متحده‌ی آمریکا کافی است تا مزایایی که از پذیرش آن به‌دست آمده‌اند، کشف شود. در ملت‌های بزرگ متمرکز، قانون‌گذار مجبور است ویژگی یکسانی به قوانین ببخشد که همیشه با تنوع آداب‌ورسوم و مناطق سازگار نیست؛ چون او به موارد خاص توجهی ندارد، تنها می‌تواند بر اساس اصول کلی پیش رود؛ و جمعیت مجبور است خود را با نیازهای قانون‌گذاری تطبیق دهد، زیرا قانون‌گذاری نمی‌تواند خود را با نیازها و آداب‌ورسوم جمعیت هماهنگ کند، که این باعث دردسرها و رنج‌های بی‌پایان می‌شود. این نقص در کنفدراسیون‌ها وجود ندارد. کنگره اقدامات اصلی دولت ملی را تنظیم می‌کند، و همه‌ی جزئیات اداره به قانون‌گذاری‌های ایالتی واگذار شده است. تصور این‌که این تقسیم حاکمیت (division of sovereignty) تا چه حد به رفاه هر یک از ایالت‌هایی که اتحادیه را تشکیل می‌دهند کمک می‌کند، ناممکن است. در این جوامع کوچک، که هرگز با میل به گسترش یا نگرانی‌های دفاع از خود آشوب‌زده نمی‌شوند، همه‌ی اقتدار عمومی و انرژی خصوصی در بهبود داخلی به‌کار گرفته می‌شود.

دولت مرکزی هر ایالت، که در مجاورت بی‌واسطه با شهروندان است، روزانه از نیازهایی که در جامعه پدیدار می‌شود آگاه می‌گردد؛ و هر سال طرح‌های جدیدی پیشنهاد می‌شود که یا در جلسات شهری یا توسط قانون‌گذار ایالت بحث می‌شوند و از طریق مطبوعات منتقل می‌شوند تا شور و اشتیاق شهروندان را برانگیزند و علاقه‌ی آن‌ها را جلب کنند. این روحیه‌ی بهبود پیوسته در جمهوری‌های آمریکایی زنده است، بدون آن‌که آرامش آن‌ها را به خطر اندازد؛ جاه‌طلبی قدرت به عشقی کمتر تصفیه‌شده و کمتر خطرناک به آسایش (comfort) واگذار می‌کند. در آمریکا به‌طور کلی باور بر این است که وجود و پایداری شکل جمهوری‌خواهانه‌ی دولت در دنیای جدید به وجود و پایداری نظام فدرال وابسته است؛ و معمول نیست که بخش بزرگی از بدبختی‌هایی که بر ایالت‌های جدید آمریکای جنوبی وارد شده را به برپایی نسنجیده‌ی جمهوری‌های بزرگ، به‌جای حاکمیت تقسیم‌شده و کنفدراتیو، نسبت دهند.

بی‌تردید درست است که عشق و عادات دولت جمهوری‌خواهانه در ایالات متحده در شهرک‌ها و مجالس ایالتی زاده شده و پرورش یافته‌اند. در ایالتی کوچک، مانند کانتیکت به‌عنوان مثال، جایی که حفر کانال یا احداث جاده سؤالی سیاسی مهم است، جایی که ایالت هیچ ارتشی برای پرداخت هزینه ندارد و هیچ جنگی برای پیشبرد، و جایی که ثروت و افتخار زیادی نمی‌توان به شهروندان اصلی اعطا کرد، هیچ شکل حکومتی نمی‌تواند طبیعی‌تر یا مناسب‌تر از جمهوری باشد. اما همین روحیه‌ی جمهوری‌خواهانه، همین آداب‌ورسوم مردم آزاد است که در ایالت‌های مختلف زاده شده و پرورش می‌یابد تا سپس در کل کشور اعمال شود. روح عمومی اتحادیه، به‌بیانی، چیزی جز چکیده‌ای از غیرت میهن‌پرستانه‌ی ایالات نیست. هر شهروند ایالات متحده دلبستگی‌اش به جمهوری کوچک خود را به ذخیره‌ی مشترک میهن‌پرستی آمریکایی تزریق می‌کند. در دفاع از اتحادیه، او از رونق روزافزون منطقه‌ی خود، حق اداره‌ی امور آن، و امید به پذیرش اقداماتی برای بهبود که به نفع منافع خودش باشد، دفاع می‌کند؛ و این‌ها انگیزه‌هایی‌اند که معمولاً انسان‌ها را آسان‌تر از منافع کلی کشور و شکوه ملت برمی‌انگیزند.

قانون اساسی ایالات متحده مانند آن تولیدات نفیس صنعت انسانی است که برای مخترعانش ثروت و شهرت تضمین می‌کند، اما در دستان دیگران بی‌فایده است. این حقیقت با وضعیت کنونی مکزیک نشان داده می‌شود. مکزیکی‌ها خواستار برقراری نظام فدرال بودند و قانون اساسی فدرال همسایگانشان، آنگلو-آمریکایی‌ها، را به‌عنوان الگو برگرفتند و با دقت قابل‌توجهی آن را کپی کردند. اما اگرچه آن‌ها متن قانون را قرض گرفتند، نتوانستند روح و معنایی را که به آن زندگی می‌بخشد، ایجاد کنند یا معرفی کنند. آن‌ها در گرفتاری‌های بی‌پایان بین مکانیزم دولت دوگانه‌شان گرفتار شدند؛ حاکمیت ایالت‌ها و اتحادیه پیوسته از امتیازات مربوطه‌شان فراتر رفتند و با هم برخورد کردند؛ و تا امروز مکزیک به‌طور متناوب قربانی هرج‌ومرج و برده‌ی استبداد نظامی است.


📘 دموکراسی در آمریکا
✍🏻 الکسی دو توکویل
📚 گروه کتابخوانی علمی

@SciBookReader
👍1🔥1
December 29, 2025 96 2