چرا ملتهای دموکراتیک به برابری بیش از آزادی عشق میورزند
نخستین و شدیدترین اشتیاقی که از برابری شرایط زاده میشود، بیتردید، عشق به همان برابری است. همه دریافتهاند که در زمانهی ما، و بهویژه در فرانسه، این اشتیاق به برابری هر روز در قلب انسانها گسترش مییابد. بارها گفته شده است که معاصران ما بسیار پرشورتر و سرسختانهتر به برابری دلبستهاند تا به آزادی؛ اما از آنجا که گمان میکنم علل این موضوع بهطور کافی تحلیل نشدهاند، تلاش میکنم آنها را نشان دهم. میتوان نقطهای نهایی را تصور کرد که در آن آزادی و برابری به هم میرسند و در هم میآمیزند. فرض کنیم همهی اعضای جامعه در ادارهی امور مشارکت دارند و هر یک حق برابر برای مشارکت در آن را داراست. از آنجا که هیچکس از همنوعانش متفاوت نیست، هیچکس نمیتواند قدرت استبدادی اعمال کند: انسانها کاملاً آزاد خواهند بود، زیرا همه کاملاً برابرند؛ و همه کاملاً برابر خواهند بود، زیرا کاملاً آزادند. ملتهای دموکراتیک به سوی این وضعیت ایدهآل گرایش دارند. این کاملترین شکلی است که برابری میتواند بر زمین به خود بگیرد؛ اما هزاران شکل دیگر وجود دارد که، اگرچه به همان اندازه کامل نیستند، کمتر از سوی این ملتها گرامی داشته نمیشوند.
اصل برابری ممکن است در جامعهی مدنی برقرار شود، بدون آنکه در جهان سیاسی غالب باشد. ذوق انسانها به آزادی و احساسی که به برابری دارند، در واقع دو چیز متفاوتاند؛ و من نمیترسم که بیفزایم در میان ملتهای دموکراتیک، این دو نابرابرند. با بررسی دقیق، دیده میشود که در هر عصری واقعیتی خاص و غالب وجود دارد که همهی چیزهای دیگر با آن مرتبطاند؛ این واقعیت تقریباً همیشه ایدهای پربار یا اشتیاقی حاکم به وجود میآورد که همهی احساسات و عقاید زمانه را به سوی خود جذب میکند و با خود میبرد: مانند رودی بزرگ که هر یک از جویبارهای اطراف به سوی آن جاری میشوند. آزادی در زمانها و اشکال گوناگون در جهان ظاهر شده است؛ به هیچ وضعیت اجتماعی خاصی منحصر نبوده و به دموکراسیها محدود نیست. بنابراین، آزادی نمیتواند ویژگی متمایزکنندهی عصرهای دموکراتیک باشد. واقعیت خاص و غالبی که آن عصرها را متعلق به خود میکند، برابری شرایط است؛ اشتیاق حاکم بر انسانها در آن دورهها عشق به این برابری است. نپرسید انسانهای عصرهای دموکراتیک چه جذابیتی در برابر بودن مییابند یا چه دلایل خاصی برای چسبیدن سرسختانه به برابری بهجای دیگر مزایایی که جامعه به آنها عرضه میکند دارند: برابری ویژگی متمایزکنندهی عصری است که در آن زندگی میکنند؛ همین بهتنهایی کافی است تا توضیح دهد که چرا آن را به همهچیز ترجیح میدهند.
اما جدای از این دلیل، دلایل دیگری نیز وجود دارند که همیشه انسانها را بهطور معمول به ترجیح برابری بر آزادی سوق میدهند. اگر مردمی بتوانند برابری حاکم بر جامعهی خود را نابود کنند یا حتی کاهش دهند، این تنها با تلاشهای طولانی و دشوار ممکن است. شرایط اجتماعی آن باید تغییر کند، قوانینش ملغی شود، عقایدش جایگزین گردد، عاداتش دگرگون شود، و آدابش فاسد گردد. اما آزادی سیاسی آسانتر از دست میرود؛ غفلت از حفظ آن، به فرار آن میانجامد. بنابراین، انسانها نهتنها به برابری میچسبند زیرا برایشان عزیز است؛ بلکه به آن پایبندند زیرا گمان میکنند برای همیشه پایدار خواهد بود.
اینکه آزادی سیاسی ممکن است در افراط خود آرامش، دارایی، و زندگی افراد را به خطر اندازد، برای محدودترین و بیفکرترین ذهنها نیز آشکار است. اما برعکس، تنها انسانهای هوشیار و تیزبین خطراتی را که برابری ما را تهدید میکند، درک میکنند و معمولاً از اشاره به آنها خودداری میورزند. آنها میدانند که مصیبتهایی که از آن بیم دارند دور است و خود را فریب میدهند که این مصیبتها تنها بر نسلهای آینده فرود خواهد آمد، نسلی که نسل کنونی چندان به آن نمیاندیشد. شرهای ناشی از برابری افراطی بهآرامی آشکار میشوند؛ بهتدریج به ساختار اجتماعی نفوذ میکنند؛ تنها بهصورت مقطعی دیده میشوند و در لحظهای که شدیدترین میشوند، عادت دیگر باعث میشود که حس نشوند. مزایای آزادی تنها در طول زمان نشان داده میشوند و همیشه آسان است که منشأ آنها را اشتباه گرفت. مزایای برابری فوریاند و میتوان آنها را پیوسته از منبعشان ردیابی کرد. آزادی سیاسی گهگاه لذتهای والایی به تعداد محدودی از شهروندان اعطا میکند. برابری هر روز تعداد زیادی لذت کوچک به هر انسان اعطا میکند. جذابیتهای برابری در هر لحظه حس میشوند و در دسترس همهاند؛ نجیبترین قلبها به آنها بیحس نیستند و پیشپاافتادهترین روحها در آنها شادماناند. بنابراین، اشتیاقی که برابری به وجود میآورد، باید همزمان نیرومند و عمومی باشد.
📘 دموکراسی در آمریکا
✍🏻 الکسی دو توکویل
📚 گروه کتابخوانی علمی
@SciBookReader
December 27, 2025 88 1