خطرات محدود کردن آزادی انجمن‌ها و نقش آن‌ها در تمدن متأسفانه، همان… — کتاب‌خوان (علم و روشنگری) — TG.ME

خطرات محدود کردن آزادی انجمن‌ها و نقش آن‌ها در تمدن

متأسفانه، همان شرایط اجتماعی که انجمن‌ها را برای ملت‌های دموکراتیک بسیار ضروری می‌سازد، تشکیل آن‌ها را در میان این ملت‌ها دشوارتر از همه‌ی دیگر جوامع می‌کند. هنگامی که چندین عضو یک اشرافیت توافق می‌کنند که متحد شوند، به‌راحتی در این کار موفق می‌شوند؛ زیرا هر یک از آن‌ها نیروی بزرگی به مشارکت می‌آورد، تعداد اعضای آن ممکن است بسیار محدود باشد؛ و هنگامی که اعضای یک انجمن محدودند، به‌راحتی می‌توانند یکدیگر را بشناسند، درک کنند و مقررات ثابتی وضع کنند. چنین فرصت‌هایی در میان ملت‌های دموکراتیک رخ نمی‌دهد، جایی که اعضای متحد باید همیشه بسیار زیاد باشند تا انجمنشان قدرتی داشته باشد.

احساسات و عقاید جذب می‌شوند، قلب گسترش می‌یابد و ذهن انسان تنها از طریق تأثیر متقابل انسان‌ها بر یکدیگر رشد می‌کند. من نشان داده‌ام که این تأثیرات در کشورهای دموکراتیک تقریباً ناچیزند؛ بنابراین باید به‌طور مصنوعی ایجاد شوند و این تنها از طریق انجمن‌ها (associations) ممکن است. در کشورهای دموکراتیک، علم انجمن مادر علوم است؛ پیشرفت همه‌ی علوم دیگر به پیشرفتی که آن کرده است بستگی دارد. در میان قوانینی که جوامع انسانی را اداره می‌کنند، قانونی وجود دارد که به‌نظر دقیق‌تر و روشن‌تر از همه‌ی دیگر قوانین می‌آید. اگر انسان‌ها بخواهند متمدن بمانند یا متمدن شوند، هنر گردهم‌آمدن باید به همان نسبتی که برابری شرایط (equality of conditions) افزایش می‌یابد، رشد کرده و بهبود یابد.

وقتی می‌بینید که آمریکایی‌ها آزادانه و پیوسته انجمن‌هایی برای ترویج برخی اصول سیاسی، ارتقای یک نفر به رأس امور یا گرفتن قدرت از دیگری تشکیل می‌دهند، درک این‌که انسان‌هایی تا این حد مستقل دائماً به سوءاستفاده از آزادی (freedom) نمی‌افتند دشوار است. از سوی دیگر، اگر تعداد بی‌شمار شرکت‌های تجاری را که در ایالات متحده فعالیت می‌کنند بررسی کنید و ببینید که آمریکایی‌ها در هر سو بی‌وقفه در اجرای طرح‌های مهم و دشوار مشغول‌اند، طرح‌هایی که کوچک‌ترین انقلابی آن‌ها را به هم می‌ریزد، به‌راحتی درک خواهید کرد که چرا مردمی که چنین خوب مشغول‌اند، به هیچ‌وجه وسوسه نمی‌شوند که دولت را مختل کنند یا آرامش عمومی را که همه از آن سود می‌برند، نابود کنند.

بنابراین، این تصور خیالی است که روح انجمن، وقتی در یک نقطه سرکوب شود، همچنان در همه‌ی نقاط دیگر همان vigor را نشان خواهد داد؛ و این‌که اگر به انسان‌ها اجازه داده شود برخی از کارها را به‌طور مشترک دنبال کنند، این برای آن‌ها کافی است تا با اشتیاق به آن‌ها بپردازند. هنگامی که اعضای یک جامعه اجازه و عادت دارند برای همه‌ی اهداف متحد شوند، به همان آسانی برای کارهای کم اهمیت‌تر مانند کارهای مهم‌تر متحد می‌شوند؛ اما اگر فقط اجازه داشته باشند برای امور کوچک متحد شوند، نه تمایل خواهند داشت و نه قادر به انجام آن خواهند بود. من نمی‌گویم که در کشوری که انجمن سیاسی ممنوع است، هیچ انجمن مدنی نمی‌تواند وجود داشته باشد؛ زیرا انسان‌ها هرگز نمی‌توانند در جامعه زندگی کنند بدون این‌که در برخی کارهای مشترک شرکت کنند: اما من ادعا می‌کنم که در چنین کشوری، انجمن‌های مدنی همیشه کم‌شمار، ضعیف برنامه‌ریزی‌شده، و غیرماهرانه مدیریت‌شده خواهند بود، هرگز طرح‌های بزرگی تشکیل نمی‌دهند یا در اجرای آن‌ها شکست می‌خورند.


📘 دموکراسی در آمریکا
✍🏻 الکسی دو توکویل
📚 گروه کتابخوانی علمی

@SciBookReader
👍1
December 26, 2025 89 1