یه صحبت خودمونی 👇🏻
.
.
بچهها، اگه دقت کرده باشین، توی داستانهای من تقریبا همیشه قبل از اینکه دو نفر وارد رابطه بشن، با هم حرف میزنن. درباره خواستههاشون، مرزهاشون، خط قرمزهاشون، توقعاتشون و حتی ترسهاشون صحبت میکنن.
.
.
اگه این صحنهها براتون تکراری شده، فک نکنید که ایدههام تموم شده یا نمیتونم داستان رو جور دیگهای پیش ببرم. اتفاقا عمدی این کار رو میکنم.
.
.
بخش زیادی از شما شاید اولین تجربههای عاطفیتون رو در سالهای آینده پشت سر بذارید. برای همین دوست دارم قبل از اینکه وارد هر رابطهای بشید، یک چیز رو یاد بگیرید: عشق، جای حدس زدن نیست؛ جای گفتوگو کردنه.
.
.
قبل از اینکه اسمش رو رابطه بذارید، با هم حرف بزنید.
.
.
از هم بپرسید «خیانت» از نظر هر کدومتون دقیقا یعنی چی. چون چیزی که برای یک نفر عادیه، ممکنه برای نفر مقابل شکستن اعتماد باشه.
.
.
درباره نیازها و انتظاراتتون صحبت کنید. بگید تا کجا میتونید برای طرف مقابل وقت و انرژی بذارید و از کجا به بعد دیگه از توان یا خواسته شما خارجه. لازم نیست برای دوستداشتنی بودن، قولهایی بدین که بعدا نتونید بهشون عمل کنید.
.
.
به هم بگید با چه چیزهایی خوشحال میشید، چه رفتارهایی ناراحتتون میکنه، موقع عصبانیت یا دلخوری چه واکنشی دارید و چه روشی باعث میشه احساس امنیت و آرامش کنید.
.
.
مرزهای شخصیتون رو مشخص کنید. هیچکس قرار نیست ذهن شما رو بخونه. چیزی که گفته نشه، فهمیده نمیشه
.
.
بعد از همه این حرفها، اگر دیدین ارزشها، خواستهها و مرزهاتون با هم سازگاره، اون وقت وارد رابطه بشین
.
.
و از همه مهمتر، پای چیزهایی که با هم توافق کردید بایستید. مرز، وقتی ارزش داره که در عمل هم حفظ بشه؛ و این مسئولیت، وظیفه هر دو نفره، نه فقط یکی از شما
.
.
در کل یادتون نره که من این صحنهها رو نمینویسم که داستان طولانیتر بشه. مینویسم چون دلم میخواد وقتی روزی وارد یک رابطه شدین، به جای سوءتفاهم، قهرهای بیدلیل و انتظارهای ناگفته، بلد باشید با آدم روبهروتون حرف بزنید. خیلی از رابطهها نه به خاطر کمبود عشق، بلکه به خاطر کمبود گفتوگوی صادقانه از هم میپاشن.
39
1August 1, 2026 511 37 5