سعی کردم کنترل شرایط رو صفر تا صد به اون نسپرم: مال تو بشم؟ به بعدش… — ساقی اسمات 🍷 — TG.ME

سعی کردم کنترل شرایط رو صفر تا صد به اون نسپرم: مال تو بشم؟ به بعدش هم فکر کردی؟ سرشو با قاطعیت تکون داد: آره؛ میخوام مال من بشی، تا همیشه متوجه بودم که هر لحظه داره بیشتر تحریک میشه ولی من دختری نبودم که بتونم روی حرفایی که از شدت هورنی شدن داره میزنه، حساب کنم دستامو تو موهاش فرو بردم و آروم نوازشش کردم: جونگکوک؟ بی‌قرار بود: جانم؟ سو-مین: یه سوال بپرسم راستشو میگی؟ جونگکوک: بپرس سو-مین: دوستم داری؟ نگاهش نرم شد نرم‌تر از چیزی که انتظار داشتم لبخند آرومی زد و لپمو کشید: معلومه که دوست دارم خنگ اخم کردم: نه این مدل دوست داشتن شروع کرد به زدن بوسه‌های ریز روی گردنم: به‌عنوان یه زن دوست دارم دلم لرزید اما نخواستم باور کنم بوسه‌هاشو متوقف کرد و این بار با زل زدن تو چشمام گفت: خیلی وقته که به‌عنوان یه زن دوست دارم سو-مین با ناباوری تا چند ثانیه نگاش کردم، دنبال کلمات گشتم اما هیچی نمیتونست از عمق احساساتم بهش بگه؛ برای همین بدون فکر، تو صورتش خم شدم و لباشو بوسیدم همراهیم کرد اینقدر که هر چی بیشتر میگذشت، بیشتر تشنه هم میشدیم نمیدونم چقد گذشت، اما وقتی به سختی بوسه رو قط کردیم، جونگکوک همزمان با بستن زیپ لباسم، آروم زمزمه کرد: بیا امشب فقط بریم خونه؛ نمیخوام بعد از اعترافم، رابطه داشته باشیم لبخندم پهن‌تر از این نمیشد: ممنونم جونگکوک.... واقعا ممنونم کمکم کرد برگردم سر جام بشینم: امنیت و آرامشت از هر چیزی برام مهم‌تره شبیه دختربچه‌هایی که پیش باباشون در اوج امنیت و آرامش هستن، بازوشو بغل کردم و سرمو به دستش تکیه دادم: امشب بعد از مدت‌ها، خوشبختی رو با همه وجودم حس کردم سرمو بوسید: تمام تلاشمو میکنم که زیاد از این شبا تجربه کنی از رو ذوق، خنده صداداری کردم: یعنی الان من و تو رل زدیم؟ اونم خندید و دوباره سرمو بوسید: هنوز نه اخم کردم: چرا؟؟؟ انگار از بوسیدن سرم سیر نمیشد؛ چون همزمان با راه افتادن، دوباره سرمو بوسید: چون تو هنوز بهم اعتراف نکردی و هنوز شرایطی که از یه رابطه انتظار داریم رو برای هم تعریف نکردیم یکم فک کردم: پس الان میریم ویلا تا در مورد اینا صحبت کنیم؟ دستمو گرفت و قبل از اینکه بذارتش رو قلبش، آروم بوسیدش: آره عزیزدلم... دقیقا برنامه همینه

July 28, 2026 523 15 2