▪️یک هفته بعد▪️ ▪️از دید سو-مین▪️ دعوتنامه رو سه بار خوندم؛ انگار اگه بیشتر بهش خیره میشدم، اسمش از فهرست مهمونا حذف میشد! اه... من اصلا خوشم نمیاد این آدم رو تو مراسم ببینم؛ آخه هر لحظه استرسم از اینکه قراره باهاش چشم تو چشم بشم و دوباره جلوش آدم ضعیفی باشم، بیشتر میشه تو این فکرا بودم که یه لحظه با یادآوری اینکه جونگکوک هم همراهمه، یه نفس راحت کشیدم ناخواسته یه لبخند موذیانه گوشه لبم نشست خوبه! بذار ببینم نامزد سابقم، وقتی جونگکوک رو کنارم ببینه چه واکنشی نشون میده؟ اونم تو سالنی که یکی از بزرگترین هتلهای سئول میزبان مراسمه؛ جایی که مدیرای شرکتای بزرگ و سرمایهگذارا دور میزای شیشهای جمع میشن و با لبخندایی تمرینشده، قراردادای چند میلیون دلاری رو امضا میکنن. البته میدونم که بابا، روی بودن من تو این مراسم حساب کرده؛ برای همین هم دعوتم کرده؛ اما من قراره تمرکزم رو بذارم روی پس گرفتن زنانگیم از مردی که بهم خیانت کرده! بدون اینکه عذاب وجدان داشته باشم بابت تصمیمم، به این فک کردم که چی بپوشم و چه میکاپی داشته باشم. در هر صورت، من تا الان خیلی به پیشبرد اهداف شرکت کمک کردم و این بار، هیچ اشکالی نداره که خودخواه باشم.
یک هفته بعد▪️ ▪️از دید سو-مین▪️ دعوتنامه رو سه بار خوندم؛ انگار اگه… — ساقی اسمات 🍷 — TG.ME
July 24, 2026 284 2