عارمان فلسطین و ردپای یهودیان در آن
بخش پایانی (ششم)
ادامه از بالا
طنز یهودی هم بخشی از این زندگی درون است. راهی برای هموارتر کردن انتقاد از خود و دلپذیرتر کردنش: درست است که ما ضعیفیم ولی دستکم میخندیم. آیا امکانش نیست که این انتقاد از خود (self criticism) کمکم به بدگمانی به خود (self suspicion) بدل شود، سپس به بیزاری از خود (self hatred) و سرانجام سر از انزجار تمام عیار از خود (self disgust) در آورد، و عاقبت همان یهودستیزی بیرونی را درون خود بپرورند و به همانجایی برسند که دشمن آغاز کرده بود؟ همان یهودستیزی دشمنان، منتها سربرآورده از درون خود یهود؟
اینجاست که بهای پیروزی--نه اسارت در بابل یا شکست از رم--تردید دربارۀ حق وجود داشتن یهود میشود، تا جایی که یهودی آرزو میکند کاش پیروز نمیشدیم که باختن برایمان آسانتر بود. این جوهر خودستیزی یهودیان امروز است. مسیری که آغازش این بدگمانی بیمارگون است که شاید دشمنانمان راست میگویند، شاید یهودیبودن عیبی خطرناک است، شاید ناخواسته حامل همان ویژگیهای منفوری هستم که یهودستیزان میگویند.
راستی، آیا یهودیی هست که پای در این مارپیچ نزولی انتقاد از خود-بدگمانی به خود-بیزاری از خود- انزجار از خود-یهودستیزی نگذاشته باشد؟ در نیویورک که این سیر قهقرایی به پایان رسیده و به خودستیزی انجامیده است. بقیه ملل هم بیشوکم در این روند نزولی میافتند. ولی کینۀ قوم و شرم از یهودی بودن؟ بقیه گونهای در حال انقراض در باغ وحش انسانی نیستند، مهمتر اینکه نگهبان باغوحش خودشان هم نیستند.
هر یهودی--یهودستیزی چنان خودآگاه و حساس بارش آورده که--در هر یهودی دیگری، حتی اگر غریبه باشد، ناگهان چهره خود را میبیند، و بیشتر اوقات، کاریکاتور کریه و اغراقآمیز از خودش.
یهودیی که از قرن هجده و نوزده میخواهد آسیمیله شود و از یادآوری ریشههای شرقیش وحشت دارد، همیشه در دام از خودبیزاری نمیافتد یا به مرز خودستیزی تمامعیار نمیرسد، اما یهودیی است که در جلد خود آسودگی و قرار ندارد و بیگمان رگهای از آن ستیز با خود در جانش هست. تا جایی که شجاعت را شرارت میبیند و از چیزی شرم دارد که دلیلی برای شرمگین بودن از آن نیست و آنجا که نیاز به دفاع نیست دفاع میکند. مانند شرم بیجای یهودیانی که در شور و حمیت و قومدوستی نخستین صهیونیستها فقط غارت و ستم و اشغال و استعمارگری میبیند. با شرم از خود کلمه صهیونیست. نگاه یهودی به یهودی آشفته است و دو هزار سال یهودستیزی مسیحی آن را آشفتهتر کرده. از طرفی یهودستیز برای اینکه دنیای خود را از تردید و فروپاشی حفظ کند، به یهودی نیاز دارد. یهودی را دشمن اساطیری بیرونی خود میکند تا تقصیر همه شر و تاریکی جهان را گردنش بیندازد. به همین دلیل یهودیانی که خود از درون پاشیدهاند، و آشوب دلشان را بر سر قوم میریزند، یهودیان ضد صهیونیست، دیگر قوز بالای قوزند، و حتی بدتر، اگر دست از اتحاد با یهودستیزان برندارند، یهود را دوباره به بیابان باز میگردانند.
@out_of_step
December 5, 2025 941 9