مردن برای کسی است که می ماند !
مدتی است ؛ دفتر خاطراتم را تنها گذاشتهام حرفی برای گفتن نداشتم. دلم که نه ناخودآگاه به سکوت کشیده شدم.
وقتی تنها می شوی به مرگ بیشتر می اندیشی؛ مرگ دوستان ، مرگ آشنایان ، مرگ کسانی که سالها با آنها زیستهای اینها قسمتی از وجود و خاطرات تو هستند حتی خیلی ها از آن ها سنی کمتر از تو دارند.
زن برادرم معصومه امروز از دنیا رفت .این جا همسایه هستیم ولی من ناتوان و مریض خوابم برده بود و از هیچ جا خبر نداشتم .
الآن می دانم تنها کسی که رنج این جدایی را باید تحمل کند برادرم است. حتی صدای زنی که بلند فریاد می کشید تصورم این بود که این صدای برادرم است. ولی او نبود حالا هم نمی دانم چه کار میکند.
من خودم این تجربه را داشته ام بیشتر سکوت و رنج کشیده ام تا گریه و زاری.
آدم هایی که با آن هازندگی می کنیم قبل و بعد از ما صحنه ی زندگی را رها می کنن. از آنها چه به خاطر میماند؟ دیگران نمیتوانند تمام خاطرات تو باشند .اما پدر یا مادر به سختی مرگ فرزندانشان را تحمل میکنند و همسران نیز خاطرات بسیاری با هم دارند .
تنهایی زمانی بیشتر میشود که فرزندان سر و سامان پیدا کرده و در کنارت نباشد و رفتن به بازار و خرید کردن و نان گرفتن دیگر چنگی به دل نمیزند.
شاید در کوچهای که پشت خانهی ماست دیگر برادرم را آن گونه قبلا دیدهام مصمم نبینم که دارد از نانوایی برمیگردد.او همسرش را از دست داده.و زمان میخواهد تا مرگ او را بپذیرد .هنگام ناراحتیها دیگران میآیند ولی این کمک ها و یاریرسانی نمیتوانند دوام داشته باشند . باید مثل هر کار سختی تحمل کنی و بپذیری که یک روز باید تنها بمانی یا او یا تو کدامشان سخت تر است !
مرگ معصومه را به مادر فهیم رنج کشدهاش و به برادران و خواهرانش تسلیت میگم و برای برادرزادههایم آرزوی صبر دارم امیدوارم این سختی را تحمل کنند و با آن کنار بیایند .
معصومه بسیار کوشا بود و زندگی را دوست داشت و اگر کسی او را می شناسد به خاطر این سخت کوشی و توانایی بود . روحشون شاد و یادشان گرامی !
( مبارک نصیری )
52
16
7September 2, 2025 1.2K 15