غزل
بانویِ اصیلِ مشرقی، مادرِ من!
ای سوگِ مُجسَّم، آی، نیلوفرِ من!
ای مرثیهٔ دویده در رگهایم،
خونابهٔ چشمهای یکسر ترِ من!
خُردک شررِ تنیده در اندامم،
ای شعلهٔ بیمزار، خاکسترِ من!
اسطورهٔ ایستاده در باد بلا،
ای رایتِ خون، شقایق پرپرِ من!
مشیانهٔ من، نیمهٔ گمگشتهٔ من،
ای پیلهٔ هفتپیچ در پیکرِ من!
ای ریشهٔ تاکهای زخمی، ای عشق!
ای مستی ماندگار در باورِ من!
تردامنِ بیگناهِ آلوده به عشق
ای از همهٔ زنان تو مریمترِ من!
آیات دروغ میوزد در دهِ ما
پیغمبرِ کُلبههای بیباورِ من!
سوگند به هرچه پیر خوردم کافی است
یکبار فقط تو باش پیغمبرِ من!
معشوقهٔ آغشته به آغوشم شو
ای حضرتِ عشق، مادرِ دیگرِ من!
برگرد که مُنزوی شدم بعد از تو
نیمایِ عزیزِ شعرهای ترِ من!
مسعود آلگونه جونقانی
اصفهان، ۱۳ مرداد ۱۴۰۵
https://t.me/mythopetics/376
Telegram
Mythopoetics| Arsenal
28
8
4August 5, 2026 1.2K 8