غزل گاه تیری می‌درد از هم تنِ رویین‌تنی تشت خون سر می‌زند گاه از… — Mythopetics | Masoud Algooneh Jouneghani شعر| ادبیات| فلسفه| اسطوره| نظریهٔ ادبی| سینما| یادداشت‌های ادبی| — TG.ME

□ غزل

گاه تیری می‌درد از هم تنِ رویین‌تنی
تشت خون سر می‌زند گاه از گریبان زنی

نابرادر می‌کشد گاهی مرا تا قعر چاه ‌
گاه می‌دوزد به هم چشم مرا اهریمنی

شیرگیری می‌درد گاهی جگرگاه فلک
گاه روباهی به خواری می‌کُشد پیل‌افکنی

گاه بوی وسوسه از سمت بهتان می‌وزد
گاه دستی می‌درد از پشت سر پیراهنی

گاه می‌تازد به قلب شعله‌ها آیینه‌ای
ننگ می‌بندد به گل گاهی زنِ تردامنی

سوگوار خویشم، اما سرو سرکج‌ نیستم
گو بسوزد ریشه‌ام را انتقام بهمنی

می‌وزد در گیسوانم باد هنگام زوال
باغ بی‌برگم نمی‌ارزد به قدر ارزنی

مرگ پیچانده‌است بر این دخمۀ خاموش من
شعلۀ شب‌گستری، آیینۀ صد روزنی

خوشه‌های خشم از خاک تو می‌روید، ولی
برگ‌وبارم را نریزی، شاخه‌ام را نشکنی!

گاگریوی* تلخ می‌خواند ‌کسی بر گور من
مادرم رخ می‌خراشد با طنین تن‌تنی

رعشه‌ افتاده‌است بر اندامم از هول نبرد
گاه تیـری می‌درد از هـم تن رویین‌تنی

مسعود آلگونه جونقانی
مجموعهٔ من بامدادی دیگرم
#غزل‌

* گاگریو سوگ‌-چامه‌های زنان بختیاری را گویند. (گریو در ترکیب گاگریو تلفظِ یکسانی با فعلِ grieve دارد و با اسم grief نیز مرتبط است و در بختیاری به معنای گریستن و تحسّر است)

https://t.me/mythopetics/368
Telegram
Mythopoetics| Arsenal
❤32👏4😢3
July 17, 2026 1.1K 8