کژ نگریستن: post #990 — TG.ME

🔺​پس از حوادث دی‌ماه، رسانه‌ای که آمار جان‌باختگان را با اغراقی فاحش، بیش از سایرین اعلام می‌کرد، در نگاهِ مخاطبِ معترض نه به عنوان یک «دروغ‌گو»، بلکه به عنوان «تنها مرجعِ راستی» لحاظ می‌شد. اینجاست که باید پرسید: چگونه «کمتر وفادار بودن به واقعیت» به «بیشتر وفادار بودن به حقیقت» تعبیر می‌شود؟
🔺​این منطق در فضای سیاسی ایران و در میانه تنشِ سه‌ضلعی میان تهران، واشینگتن و تل‌آویو، همچنان تداوم دارد و در اینجا با یک جهشِ معرفت‌شناختیِ غریب روبه‌رو هستیم. فرد دیگر به دنبال «راستی‌آزمایی» نیست؛ او به دنبال «دروغِ جانبدارانه» است. این هنجارِ تازه که « دروغ‌گوترین افراد، راست‌گوترین هستند» نشان از فروپاشیِ حقیقت ندارد، بلکه پرده از یک «صداقتِ رادیکال در دروغ‌گویی» برمی‌دارد.
🔺​در نظام لکانی، حقیقت همواره ساختاری شبیه به افسانه دروغین دارد، اما در این بازیِ خاص، ما به مرحله‌ی پسا-افسانه رسیده‌ایم. مخالفان یا موافقانِ سرسخت در این مثلث، در واقع به آن دروغِ فاحش باور ندارند؛ آن‌ها در لایه‌ای از آگاهی می‌دانند که هر آمار یا ادعایی کذب است، اما دقیقاً به این دلیل به آن چنگ می‌زنند که آن دروغ، حقیقتِ میلِ آن‌ها را بازنمایی می‌کند. ترامپ درباره‌ی همه چیز دروغ می‌گوید، ولی در نظر عمومِ موافقانش، او تنها از طریق همین دروغ‌هاست که وفاداری‌اش را به خواسته‌های مشترک‌‌‌شان نشان می‌دهد.
🔺وقتی یک رسانه یا سیاستمدار دروغی بزرگ می‌گوید، پیامی ناخودآگاه را مخابره می‌کند: من آن‌قدر به آرمان یا نفرتِ مشترکمان وفادارم که حاضرم حتی واقعیت را هم نادیده بگیرم. در این فضا، راست‌گوییِ واقع‌بینانه نوعی خیانت یا ضعف تلقی می‌شود؛ چرا که واقعیتِ برهنه، دیگر هیچ هواخواهی ندارد. واقعیت، ملال‌آور و میان‌مایه است، اما دروغِ بزرگ، تنها نشانه‌ای است که موضع کنش‌گران را روشن می‌سازد.
🔺​در این مثلثِ متخاصم، هر طرف به دروغ‌های طرف مقابل به عنوان شاهدِ صدقِ خویش نیاز مبرم دارد. دشمنی که دروغ می‌گوید، دشمنِ بهتری است؛ زیرا تصویرِ فانتزیِ ما از دیگریِ جنایتکار را تکمیل می‌کند. اگر روزی دشمن شروع به گفتن حقایقِ منطقی کند، نظمِ نمادینِ ما فرو می‌پاشد، چون دیگر نمی‌توانیم او را در جایگاهِ شرّ مطلق بازنمایی کنیم.
🔺​پارادوکسِ «دروغ‌گویِ راست‌گو» در همین‌جا نهفته است: دروغ‌گوترین فرد، راست‌گوترین است چون بدون لکنت، وقاحتِ میلِ ما را نمایندگی می‌کند. او پناهگاهی می‌سازد تا واقعیتِ سخت مزاحمِ فانتزی ما نشود. در این حالت دروغ تبدیل به تنها راه برای وفادار ماندن به تضادها شده است. بن‌بستِ واقعی این نیست که حقیقت گم شده است؛ بن‌بست این است که حقیقت آن‌قدر غیرقابل‌تحمل است که دروغ، به تنها فرمِ صادقانه‌ی زندگی تبدیل شده است.

رضا احمدی

https://t.me/lookingawry
👍42👎21👏6❤4🔥1🤬1🥴1
April 26, 2026 3K 68