🔺توسل به بیگانگان برای تغییر با این توجیه که ما توان لازم در داخل برای چنین اقدامی را نداریم و باید از دیگران یاری بجوییم، بازنماییِ عینیِ یک خطای راهبردی است؛ شبیه به آن حکایت قدیمی که کسی زیر نور چراغ خیابان دنبال کلیدش میگردد، صرفاً چون آنجا روشنتر است، نه چون کلید را آنجا گم کرده! حقیقت این است که نگاه به بیرون، خیره شدن به نقطهای است که «راهحل» در آنجا نیست. مداخلهی بیرونی، فراتر از شعارهای بشردوستانه، هرگز یک متغیرِ بیطرف نیست؛ بلکه همچون یک انگلِ سیاسی، از انرژی و مطالبات اصیل سوژهها تغذیه میکند تا مسیر را به سمت منافع خود کج کند. زمانی که تغییر از بیرون تحمیل میشود، پیش از هر چیز، امکانِ شکلگیری یک ارادهی خودجوش و اصیل را ناممکن میسازد.
🔺باید به این آگاهی رسید که هر جامعهای بیش از آنکه به «تغییر» نیاز داشته باشد، به ارادهی همگانی برای تغییر نیازمند است. تنها چنین ارادهای تضمین خواهد کرد که همه چیز درست پیش خواهد رفت. دموکراسی یا آزادی، احتمالا کالاهایی نیستند که بتوان آنها را مانند یک بستهی پستی از بیرون سفارش داد. اگر سوژههای سیاسی (مردم) خودْ معمار و سازندهی این حق نباشند، آنچه دریافت میکنند صرفاً نسخهی جدیدی از همان اسارت قدیمی است. در واقع، مداخلات بیرونی به جای همسویی با خواست عمومی، آن را به نفع خود مصادره و استحاله میکنند.
🔺آنچه حقیقتاً توازن قوا را به سود یک ملت تغییر میدهد، نه اهرمهای خارجی، بلکه قوام یافتنِ همین ارادهی همگانی است. اما نباید دچار سوءتفاهم شد؛ این اراده صرفاً یک عصیان یا تجمع گذرا نیست. ما از ارادهای سخن میگوییم که واجد دو کارکرد ساختاری است: نخست، تغییرِ مختصاتِ نمادینِ قدرت (دگرگون کردن قواعد بازی) و دوم، تواناییِ استقرار و استمرار بر بخشهای زیربناییِ پس از دگرگونی. بدون این قدرتِ تثبیتکننده، هر کنشی تنها جرقهای در تاریکی است که به جای روشنایی، تنها عمقِ ویرانی را نشان میدهد.
✍ رضا احمدی
https://t.me/lookingawry
104
63
16
7
3
2
1
1February 22, 2026 4.4K 56