کژ نگریستن: post #987 — TG.ME

🔺 تاریخ، برخلاف پندار رایج، نه حافظه جمعی ملت‌هاست و نه ثبتِ عینی وقایع سپری شده و نه حتی تجلی اراده همگانی برای رسیدن به غایتی مشخص. در یک خوانش ماتریالیستی، تاریخ دقیقاً همان چیزی است که از شکستِ مقاصد فردی و جمعی باقی می‌ماند؛ آن «باقی‌مانده‌ای» که هیچ‌کس نمی‌تواند خود را کاملاً در آن بازشناسی کند. ماتریالیسم واقعی درک این نکته است که تاریخ نه از طریق ضرورت‌های علّی، که از مسیر شکست‌های ساختاری‌اش پیش می‌رود. لذا تاریخ را نباید یک پیوستار واحد با موفقیت‌های نسبی لحاظ کرد، زیرا تلاشی مداوم برای نام‌گذاری ناکامی‌های ماست که در قلب هر کنش انسانی نهفته است.
🔺 اگر نیات ما به بن‌بست می‌رسند، به دلیل موانع خارجی یا بدشانسی تاریخی نیست؛ در واقع به این خاطر است که هر کنش جمعی، پیشاپیش بر گرد یک سوءتفاهم بنیادین بنا شده است. ما نه در تاریخ، که در «شکاف‌های» آن زندگی می‌کنیم. آنچه ما ضرورت تاریخی می‌نامیم، در حقیقت همان تنگناهایی است که از ناتوانی ما در نمادین‌سازیِ کاملِ امرناممکن ناشی می‌شود.
🔺 برای درک این گسست، کافی است به واقعه فروپاشی دیوار برلین در سال ۱۹۸۹ بنگریم. در آن لحظه، مردم اروپای شرقی تصور می‌کردند با فروپاشی کمونیسم، مستقیماً به آغوش حقیقت غایی یعنی «آزادی و دموکراسی» پرتاب می‌شوند. آن‌ها گمان می‌کردند این یک ضرورت تاریخی است، اما آنچه در واقعیت با آن روبرو شدند، نه آن پایانِ خوشِ موعود، که کابوسِ سرمایه‌داری لجام‌گسیخته و اضطرابِ ویرانگرِ انتخاب در بازار آزاد بود. این شکست یک تصادف نبود؛ این خودِ امر تصمیم‌ناپذیر بود که از پشتِ نقابِ فانتزیِ دموکراسی سر برآورد. آن‌ها از یک توقف‌گاه (توتالیتاریسم) گریختند تا با شکلی جدید و پیچیده‌تر از فضای تصمیم‌ناپذیر روبرو شوند.
🔺 حقیقت ماتریالیستی این است: ما جهان را تغییر نمی‌دهیم تا به کمال و هماهنگی برسیم—چرا که کمال چیزی جز پایانِ خواست ما نیست—در عوض جهان را تغییر می‌دهیم تا فضای ایجاد کنیم که از نو محدودیت‌ها را برای‌مان سازماندهی کند. ما به خیابان می‌آییم چون فکر می‌کنیم می‌دانیم چه می‌خواهیم، در حالی که در واقع تنها می‌خواهیم وضعیت موجود را به هم بزنیم تا با تنگنایی روبرو شویم که تحمل‌پذیرتر به نظر می‌رسد. «مطلق» یا همان حقیقت غایی، چیزی جز همین شکنندگی و شکستِ مدامِ پروژه‌های انسانی نیست. ما در شکافِ بین آنچه «اراده کردیم» و آنچه «شد» زندگی می‌کنیم؛ و این تکرارِ شکست، تنها امر واقعی و تنها جایگاهی است که سوژه در اختیار دارد.

رضا احمدی

https://t.me/lookingawry
❤53👍19👎10👏3
February 7, 2026 3.9K 73