عرفان یا سرهم‌بندی؟ گاهی برخی تولیدکنندگان می‌کوشند مفاهیم انتزاعی… — farsh_nevesht — TG.ME

عرفان یا سرهم‌بندی؟
گاهی برخی تولیدکنندگان می‌کوشند مفاهیم انتزاعی ادبی یا عرفانی را در چلهٔ فرش ببافند. حاصل کار اما غالباً ناکامی است؛ اثری تهی از ارزش هنری، معنوی و احتمالا مالی.
پیش‌تر نمونهٔ این کار را در فرش‌های بی‌مایه‌ای چون صلح (مرکز ملی فرش) و ایران جان (آستان قدس) دیده بودم و حالا اثری مشابه می‌بینم که در نگاه اول یادآور حرکت زغال گردان، جوشکاری فلز در شب یا تصاویر آشفته فیلم کویانیس‌کاتسی (زندگی بدون توازن، ساختهٔ گادفری رجیو، ۱۹۸۲) است؛ فیلم ملال‌آوری که در دههٔ هفتاد به نام «اثری معناگرا» بارها از تلویزیون پخش شد.

این بافته، فرشی بی‌محتواست که می‌خواهد با دو خط شعر حافظ و توضیحات فروشنده، مفاهیم دشواری را به هم بچسباند؛ غافل از اینکه عرفان یک «دریافت درونی» است، نه انباشت نشانه‌های بصری. چسباندن عناصر ناهمگون و الصاق نامی فلسفی بر اثر، آن را عمیق نمی‌کند، بلکه توهم فهم طراح یا تولیدکننده را می‌رساند.
در نهایت ​قالی صرفاً یک «مفهوم‌تراشی تصنعی» است؛ وصله‌پینه‌کردن شعر، رنگ و فرم به یکدیگر، بی‌آنکه پیوندی واقعی میانشان شکل گرفته باشد. و حاصل این ملغمه، نتیجه‌ای فاجعه‌بار است.



@farsh_nevesht
👌3👎1
August 28, 2026 78 3