زندگی، معشوقی دم دستی ست! از آنجا که هر روز صبح می بینی اش فراموشش می کنی. از غایت نزدیکی از آن دور می شوی. متاسفانه ما موجوداتِ نه چندان هوشیار برای دیدن درست هر چیزی باید آنرا از دور ببینیم. باید به اندازه کافی از آن دور شویم تا درست ببینیمش. جنگ، بیماری و فقر، این "دوری" است. وقتی اتفاق می افتند تازه عظمت زندگی درک می شود. تازه زیبایی ها صد چندان جلوه می کنند. ما ناهوشیاران، تازه وقتی زندگی مان در معرض تهدید قرار می گیرد هوشیار می شویم. تازه می فهمیم "زندگی"، این زندگی سست و در خطرِ از دست رفتن، چقدر هم زیباست! یک زمستان سخت، جلوه شکوفه های بهاری را دوچندان می کند. همان شکوفه هایی که پارسال نمی دیدیم. همان گل هایی که پارسال بدون بوییدن شان، از کنارشان می گذشتیم؛ چون فکر می کردیم کارهای مهم تری داریم، چون فکر می کردیم چیزهایی ارزشمندتر و زیباتر از بوی گل، زیبایی شکوفه ها و زندگی زنده در انتظارمان است. ما زندگی را نمی دیدیم. چون زیادی نزدیک و در دسترس بود. ما ناهوشیارانِ کودن!
و بهار امسال پر از حسرت و زیبایی ست و احساسات متناقض دیگر.
عکس: اولین گل های درختِ خوش شانسِ پست قبل بعد از چهار سال

4
2May 2, 2026 282 5