ادامه از بالا 👆 150 میلیارد سال بعد، همه‌ی کهکشان‌ها، بر اثرِ… — تأملات علمی‌تخیلی و فانتزی — TG.ME

ادامه از بالا 👆

150 میلیارد سال بعد، همه‌ی کهکشان‌ها، بر اثرِ انبساطِ کیهان، از افقِ مشاهده‌پذیرمان خارج می‌شوند. یک تریلیون سالِ بعد، انبساطِ جهان چنان بلایی به سرِ ریزموجِ زمینه‌ی کیهانی می‌آورد که اگر موجودِ هوشمندی در آن برهه به تمدن برسد نمی‌تواند اثبات کند کیهان در حالِ انبساط است. همان حدودها، چگالیِ میانگینِ کیهان به یک اتم در افقِ کیهان‌شناسی می‌رسد. همین‌طور ادامه می‌دهید تا می‌رسید به یک نونیلیون سال بعد (10 به توان 30): تمامِ اجرامِ باقی‌مانده در کهکشان به سیاهچاله‌ی مرکزی سقوط می‌کند. دیگر چیزی در کیهان نیست مگر همین سیاهچاله و اجرامی که در طولِ این سال‌ها از کهکشان‌ها گریخته‌اند. اما باز هم این عددها کوچکند. کم‌کم می‌رسیم به واپاشیِ ذره‌ها. 314 کوئیندِسِلیون سال بعد (3/14 ضربدر ده به توان پنجاه) کوچک‌ترین سیاهچاله‌های فرضی با جرمِ زمین از بین می‌روند. یازده اون‌ویجینتیلیون سال بعد (ده به توان 67) سیاهچاله‌ای به جرمِ خورشید ناپدید می‌شود. بین 15 تا 141 نوُوِم‌ویجینتیلیون سال بعد (ده به توان 91 و 92) سیاهچاله‌های اَبَرپرجرم باید کم‌کم نابود شوند. ده به توان صد و شش تا ده به توان صد و نه سالِ بعد حتی سنگین‌ترین سیاهچاله‌های ابرپرجرم وجود نخواهند داشت. نهایتاً ده به توانِ هزار و پانصد سالِ دیگر، تمامِ ماده‌ی باریونی در بقایای ستاره‌ای و سیاره‌ها و غیره از طریق فلان و بهمان پدیده‌های کوانتومی به آهن-56 تبدیل می‌شوند و روزگارِ آهن‌اخترها آغاز می‌شود.

عددهای بندِ قبلی خیلی بزرگ بودند؛ چنان بزرگ بودند که بعید می‌دانم امثالِ من ذره‌ای بتوانند به درک‌شان نزدیک بشوند. اما از اینجا به بعد در مقاله اتفاقِ عجیبی می‌افتد: عددها را باید این‌طور ذکر کرد که مثلاً «ده به توانِ "ده به توانِ پنجاه"». اولین بار که به اینجای مقاله رسیدم برق از سرم پرید، چون این «عدد» یک پانوشت داشت که ترجمه‌ی کمابیش آزادش این است: «برای حفظِ یکدستی، عددها با واحدِ سال ثبت شده‌اند؛ بااین‌همه، این عددها چنان بزرگند که رقم‌های سازنده‌شان، فارغ از آنکه از کدام واحدهای شمارشِ رایج استفاده کنیم، تغییری نخواهند کرد؛ یعنی تفاوتی نخواهد داشت که واحدِ شمارش‌مان نانوثانیه باشد یا سال یا میانگینِ عمرِ ستارگان.»

پیشنهاد می‌کنم این پانوشت را چند بار بخوانید. معنای صریح‌ترش این است: این عددها چنان بزرگند که «معدود»شان بی‌معناست. فلان‌قدر عددِ بی‌معنای بزرگ از زمان که بگذرد (مثلاً ده به توانِ "ده به توانِ هفتاد و شش" سال یا قرن یا ثانیه‌ی بعد) تمامِ آهن‌اخترها از هم می‌پاشند و به سیاهچاله مبدل می‌شوند و تبخیر می‌شوند و چیزی از کائنات باقی نمی‌مانَد مگر خلأ محض. سپس در «ده به توانِ "ده به توانِ "ده به توانِ 56"" سال یا قرن یا ثانیه»ی بعد بر اثر فلان و بهمان رویدادِ کوانتومیِ کاتوره‌ای مهبانگِ تازه‌ای شاید رخ بدهد و کیهانِ تازه‌ای خلق شود. آن‌وقت اگر همه‌ی این اتفاقات «ده به توانِ "ده به توانِ 115"» بارِ دیگر رخ بدهد احتمال دارد که جهانی عیناً مشابهِ کیهانِ فعلیِ ما پدید بیاید. (توضیحاتِ اینها را در همان مدخل باید ببینید.)

لطفاً به توضیحاتِ تکه‌پاره و نصفه‌نیمه‌ی من بسنده نکنید. حتماً این مدخلِ ویکی را که ترجمه‌ی فارسی هم دارد بخوانید. ترجمه‌ی فارسی‌اش به همان اندازه‌ی متنِ انگلیسی بی‌معنا و زیباست. ممکن است خیال کنید خواندنش تا مدتی حسی شبیه پوچی و ناچیزی به وجودتان تلقین کند. حدسِ پرتی نیست. اما عظمتِ مفاهیمی که پیش می‌کشد آن‌قدر دلچسب است که آن پوچی را به باد می‌دهد. مگر نه اینکه بهترین مطالبِ علمی نادانسته‌هایمان را به رخ‌مان می‌کشند؟

اما این مقاله به‌جز القای حسِ حیرت و کوچکی در برابر کیهان، کارِ دیگری هم شاید بکند. هر وقت می‌نشینم و سرِ صبر این مدخل را می‌خوانم تا مدتی نمی‌توانم علمی‌تخیلی‌هایی را بخوانم که دنیاسازی‌هایشان و مقیاس‌های زمانی‌شان کوچک است. بلافاصله می‌روم سراغِ داستان‌هایی که ادعا می‌کنند با عظمت‌های بی‌اندازه کلنجار می‌روند. دوست دارم سر و کارم با موجوداتی بیفتد که اربابانِ کیهان‌اند، دوست دارم داستان‌هایی بخوانم که میلیون‌ها و میلیاردها سالِ بعد رخ بدهند، دوست دارم چیزی بخوانم که بتواند ذره‌ای از تصورناپذیریِ مطالبِ آن مدخل را در خودش داشته باشد. اما تا جایی که یادم می‌آید هیچ‌وقت هیچ داستانی نتوانسته چنین تأثیری بر من بگذارد. در نهایت، داستان‌ها مجبورند پای شخصیت‌های منفرد را به میان بکشند و در تکه‌ای کوچک از کیهان رخ بدهند. اینجاست که یادِ آن حرفِ کلارک می‌افتم: «حقیقت، همواره، بسیار غریب‌تر از داستان و تخیل خواهد بود.» یا به عبارتی دیگر: «متنِ پشتِ جلدِ رمان‌ها، همواره، باشکوه‌تر از داستان خواهد بود.»

@PersianSFF
❤33👍15🤯8
November 25, 2025 3.1K 9 40