ادامه از بالا ⬆️
تا جایی که یادم میآید در رمانهای The Man in the Maze و Across a Billion Years و Hawksbill Station و Star of Gypsies مباحثِ جنسی کمی کمرنگتر هستند، اما ناموجود و قابلحذف نیستند. [سومی رمانشدۀ یک داستانکوتاهِ خودِ سیلوربرگ است و ارزشِ ادبیِ خاصی ندارد. همان داستانکوتاهش خیلی بهتر بود.] چهارمی هم حداقل چهلپنجاه صفحۀ اینچنین دارد. مجموعۀ فانتزیِ علمیِ «ماجیپور» (Majipoor) یا «لرد ولنتاین» (Lord Valentine) هم حداقل در دو جلدی که من خواندم از این نظر کمی خلوتتر است. هرچند در همۀ اینها آخرسر میشود یک زن و مرد پیدا کرد که در نگاهِ اول مصمم میشوند با هم بخوابند و معمولاً هم طبقِ سنتِ تکراریِ خیلی از علمیتخیلیهای آن عصر توصیفِ دقیقی از سینههای درشت و رانهای گوشتالو و کمرِ زنبوری و غیرۀ زن به خواننده داده میشود. از رمانهای دیگرش که خواندهام جزئیاتِ زیادی یادم نمانده، اما مطمئنم هیچکدام را نمیشود در ایران منتشر کرد مگر با شرحهشرحه کردنِ داستان.
میمانَد آخرین رمانش به اسمِ رومِ جاویدان (Roma Eterna) که اوایل قرنِ بیستویکم منتشر کرد و رمانِ تاریخِ بدیل است: نقطۀ جداییِ این تاریخِ بدیل این است که بنیاسرائیل نمیتواند از مصر خارج شود و همین اتفاقِ ظاهراً کوچک باعث میشود که مسیحیت و ادیانِ تکخدایی پا نگیرند و امپراتوریِ روم هم باقی بماند. کمکم هم این امپراتوری به قدرتِ بلامنازعِ جهان تبدیل میشود و تاریخِ جهان بر این اساس پیش میرود. اکثرِ اتفاقات یا شخصیتهای دنیای ما در آن دنیا هم حضور دارند؛ اما با همان تفاوت که روم باقی مانده و از دینهای توحیدی خبری نیست، مگر همان یهودیت بهشکل جمعیتهایی بسیار پراکندهتر و کمشمارتر از امروز در مصر و کمی هم در روم.
ممکن است بپرسید اگر اکثرِ اتفاقاتِ دنیای ما همانطور باقی مانده، پس اسلام چه میشود؟ اتفاقاتِ اسلام مربوط به داستان یا فصلِ دومِ این کتاب است. طبق قاعدۀ فقهیِ «ناقل الکُفر لَیس بکافر» (یا: «نقلِ کفر کفر نیست») میتوانم اتفاقاتِ آن فصل را تعریف کنم، ولی ترجیح میدهم در بابِ میزانِ رحمتِ مؤمنان خطر نکنم و از خودتان بخواهم که اگر کنجکاوید بروید و بخوانید. وقتی بخوانید، میبینید همین که تا حالا چنین فتوایی صادر نشده نشان میدهد گویا هیچ مسلمانِ دوآتشهای هنوز کتاب را نخوانده.
سوای این بحثِ مذهبی، رومِ جاویدان یکی دو فصلِ دیگر هم دارد که باید از دمِ تیغ گذراند یا یک شیرِ بی یال و دم و اِشکَم از آن منتشر کرد.
راستش سیلوربرگ رمانِ دیگری ندارد که به خوبیِ اسمهای بالا باشد. طبعاً هم عاقلانه این است که تا وقتی کارهای اصلیاش منتشر نشده، هیچ مترجمی رغبت نکند سراغِ کتابهای درجهدوِ او برود. البته میشود سراغِ رمانهای نوجوانانش رفت، ولی (...میدانم حرفم اغراقآمیز است...) ولی معمولاً علمیتخیلیِ نوجوانان خیلی زود کهنه میشوند و بعید است به زحمتِ ترجمهشان بیرزند؛ آن هم وقتی هنوز کلی کتابِ بهتر از نویسندههای دیگر مانده که ترجمه نشدهاند.
شاید اگر وضعِ اقتصاد بهتر میبود و مترجمهای علمیتخیلیِ ما درآمدِ معقولتری از کتابهای چاپشدهشان میداشتند، میتوانستند در اوقاتِ فراغت گاهی یکی از همین رمانهای کوتاهِ سیلوربرگ یا نویسندههای مشابهش را ترجمه کنند، بعد بهرایگان در اینترنت بگذارند. یا خوانندهها گُلریزان کنند و وقتی کمکِ مالیِ خوانندهها به حدِ خاصی رسید، مترجم متنش را منتشر کند. اما گمان کنم فعلاً مترجمها این کار را نتوانند بکنند. خوانندهها هم استطاعتِ کمتری برای گلریزان دارند.
در آخر، مبادا یادم برود: مرگ بر سانسور و سانسورچی و طرفدارِ سانسور و آمرِ سانسور.
@PersianSFF
41
15
1July 6, 2026 1.5K 12 8