یکی از تعابیر نابی که بیدل بکار برده است این است که میگوید ما جادو شدهایم و جهانی را که در واقع وجود وهمی دارد، حقیقی میدانیم و درست به دلیل همین افسونزدگی راهی به حقیقت عالم نداریم:
~ از فسون چشمبند عالم الفت مپرس
انکه فردا وعدهام دادهست امشب با من است
~ چشم بند سحر الفت را نمیباشد علاج
دل گرفتار خود است و یاد گیسو میکند
~ غبار جسد چشمبند است بیدل
چو دیوارت افتاد صحراست خانه
ریشهٔ این تفکر را هم در آرای حکیمشنکره و هم در آرای ابن عربی میبینیم:
تشبیه جهان به سحر نیز، از این جهت که یادآور یکی از تشبیهات مکرر شنکره است، جالب مینماید... [در فتوحات مکیه ابن عربی آمده است]: جهان سراسر سحر است، خیال میکنی که حق است در حالی که چنین نیست، و خیال میکنی که خلق است در حالی که چنین نیست، زیرا نه از جمیع جهات خلق است و نه از جمیع جهات حق.
مهرداد مهرجو
https://t.me/Biddle_Academy

10August 26, 2026 297 11