همهی حرفهای ما
ترجمهی ناقص یک آهِ بلندند
آهی به بلندی عمر کوتاهمان
همهی حرفهای ما
آه...
{ لبخندت را روشن کن؛ گزیدهای از شعرهای "صدیق قطبی"؛ صفحه ۱۲ }
✍️ همهی حرفهای ما، لکنتهای نامفهومِ کودکی هستند که در آن سقوطِ باستانی، از آغوش گرمِ خورشید به زمین افتاد. تقلاهای بیقرار قطرهای که از قلمرو منبسط آسمان به کنج دیواری کهنه در خانهای کاهگلی چکید.
آهِ بلندِ یک سقوطِ لاجرَم که اشتیاقِ گرمای خورشید و نرمای ابر را فریاد میزند. و شوقهای کوچکِ ما، و آرزوهای در همتنیدهی ما، لکنتهای ناقصِ کودکی هستند که در لابلای دیوارهای کاهگلی، روزنههای آن نورِ از یاد رفته را میجوید.
همهی آههای کوچکِ ما، ترجمههای بریدهبریده از آن آهِ بلندند که در قصههای گوناگونِ یک زندگیِ کوتاه نقل میشوند؛ و همهی اشتیاقهای ما، تکههای بر زمین افتاده و خرد شدهی آینهای هستند که باستانیترین خورشید را منعکس میکرد.
راستی! آن گلِ آفتابگردان، کدامین آه را در سیمای ماه دیده بود؟!
#جهانبخش_سلمانیان
#جهان_سین
@takk_derakht






