برندارد ننگ افسردن دل آزادگان
شعلهٔ بیتاب ما را آرمیدن مردن است
بیدل
بیدل آسودگی و آرمیدن را خوش نمیدارد و ستایشگر بیقراری است. از نظر او آرمیدن همان مردن است چنانکه اگر بیقراری را از آتش بگیری دیگر آتش نیست! جایی نیز میگوید:
«فریبم میدهد آسودگی، ای شوق! تدبیری!»
یعنی مبادا آسوده شوم! ای شوق بیا و مرا دیوانهٔ طلب کن. از این دست ابیات در دیوان بیدل بسیار است:
«بحریم و نیست قسمت ما آرمیدنی
چون موج خفته است تپش مو به موی ما»
بیدل در این موضوع بیتاثیر از ملاصدرا و حرکت جوهری و ابن عربی نیست. از نظر ابن عربی «سکون به معنای چیزی نیست جز عدم. از این دیدگاه(دیدگاه برابر گرفتن سکون با عدم) به وجود آمدن هستی از نیستی یک حرکت وجودی در مقیاسهای عظیم است، حرکتی که مسبب آن محبت الهی است.»(نقل از ایزوتسو) از سویی دیگر چنان که در آرای آگوستین قدیس میبابیم «کمال تام ما در حرکت رو به رشد و بدون وقفه است و این کمال، یک تلاش بیقفه، یک حرکت مستمر و یک سفر یا صعود است؛ صعودی همیشگی از محبت ناسوتی به محبت لاهوتی؛ حرکتی از مخلوقات متغیر به سوی آنکه دائمی است.»
مهرداد مهرجو
https://t.me/Biddle_Academy

10August 28, 2026 254 7