بلومنبرگ این وضعیت را با مفهوم مشهور «مطلق‌گرایی واقعیت»… — جامعه باز ➖THE OPEN SOCIETY — TG.ME

جامعه باز ➖THE OPEN SOCIETYHans Blumenberg zur Einführung — Franz Josef Wetz «درآمدی بر اندیشه هانس بلومنبرگ» نوشته فرانتس یوزف وتس، یکی از بهترین مدخل‌ها برای ورود به فلسفه دشوار و چندلایه هانس بلومنبرگ است؛ فیلسوف آلمانی‌ای که مسئله اصلی‌اش را نه صرفا در تعریف «مدرنیته»، بلکه در…
بلومنبرگ این وضعیت را با مفهوم مشهور «مطلق‌گرایی واقعیت» (Absolutismus der Wirklichkeit) توضیح می‌دهد: واقعیتی که نسبت به ترس‌ها، آرزوها، اهداف و نیازهای انسان بی‌اعتناست؛ واقعیتی که نه برای انسان توضیحی دارد و نه موظف است معنایی در اختیار او بگذارد.

اما انسان نمی‌تواند مستقیما با چنین واقعیتی زندگی کند.

اینجاست که فرهنگ آغاز می‌شود.

اسطوره، دین، هنر، زبان، استعاره و بعدها علم، فقط مجموعه‌ای از محصولات فکری نیستند؛ آنها راه‌هایی هستند که انسان از طریق آنها واقعیت خام و تهدیدکننده را قابل‌تحمل، قابل‌فهم و قابل‌زیستن می‌کند. به همین دلیل، بلومنبرگ برخلاف روایتی که اسطوره را صرفا مرحله‌ای ابتدایی و «غیرعقلانی» می‌داند که علم باید آن را کنار بزند، برای اسطوره یک کارکرد انسانی و تاریخی جدی قائل است.

انسان در برابر «مطلق‌گرایی واقعیت»

اینجا شاید بتوان مهم‌ترین ایده کتاب وتس را در یک جمله خلاصه کرد:

انسان برای اینکه زیر فشار واقعیت ناب خرد نشود، باید میان خود و واقعیت واسطه بسازد.

این واسطه‌ها همان چیزی هستند که تمدن را می‌سازند.

نام‌گذاری، روایت، اسطوره، تصویر، استعاره، هنر و علم، واقعیت را از حالت بی‌واسطه و تهدیدکننده خارج می‌کنند. رابطه انسان با جهان، به تعبیر بلومنبرگ، رابطه‌ای مستقیم نیست؛ بلکه غیرمستقیم، تأخیری، انتخاب‌گر و استعاری است.

از این منظر، فرهنگ نوعی تجمل نیست؛ شرط امکان زیستن انسان است.

از اسطوره تا علم

اما اینجا نباید تصور کرد که بلومنبرگ یک نوستالژیستِ اسطوره است و می‌خواهد انسان مدرن را دوباره به جهان اسطوره‌ای بازگرداند.

مسئله پیچیده‌تر است.

انسان مدرن با علم و تکنولوژی، امکان‌های تازه‌ای برای فاصله گرفتن از واقعیت پیدا می‌کند. پیش‌بینی علمی، فناوری، پزشکی و سازمان اجتماعی همگی بخشی از همین تلاش برای تبدیل جهان ناشناخته و تهدیدکننده به جهانی قابل پیش‌بینی‌تر هستند.

بنابراین مدرنیته برای بلومنبرگ صرفا حذف خدا یا جایگزینی علم به جای دین نیست.

مدرنیته نوعی تغییر در شیوه خوداثباتی انسان است.

انسان مدرن دیگر نمی‌تواند تمام مشروعیت خود را از یک نظم کیهانی و الهی دریافت کند؛ بنابراین باید خودش امکان‌های زندگی، معنا و آینده را تولید کند.

استعاره؛ چیزی بیش از آرایه ادبی

یکی از مهم‌ترین بخش‌های اندیشه بلومنبرگ، که وتس نیز برای فهم آن اهمیت زیادی قائل است، مفهوم «استعاره مطلق» (Absolute Metaphor) است.

استعاره در اینجا فقط یک آرایه ادبی نیست.

انسان پیش از آنکه بتواند درباره جهان به صورت کاملا مفهومی و نظری سخن بگوید، باید بتواند آن را تصویر کند.

تصویرهایی مانند «جهان به مثابه کتاب»، «غار»، «کشتی»، «نور»، «ساعت» یا «زمین در مرکز/حاشیه کیهان» صرفا تزئینات زبانی نیستند؛ آنها شیوه‌هایی هستند که یک دوره تاریخی از طریق آنها خودش و جهان را تصور می‌کند.

به همین دلیل، بلومنبرگ معتقد است تاریخ اندیشه را نمی‌توان فقط از طریق نظریه‌های صریح و مفاهیم فلسفی مطالعه کرد؛ باید دید انسان‌ها در هر دوره چه تصویرهایی را بدیهی می‌پنداشتند.

مدرنیته؛ رهایی یا بی‌پناهی؟

اینجا کتاب وتس به یکی از مسائل مهم فلسفه سیاسی و اجتماعی می‌رسد.

مدرنیته انسان را از بسیاری از اقتدارهای سنتی آزاد می‌کند، اما در عوض او را در برابر جهانی قرار می‌دهد که دیگر تضمین‌کننده معنای زندگی نیست.

بنابراین آزادی مدرن دو چهره دارد:

رهایی از اقتدار گذشته؛ و مواجهه با بی‌پناهی در جهان جدید.

این همان نقطه‌ای است که بلومنبرگ از روایت ساده «سنت بد، مدرنیته خوب» فاصله می‌گیرد.

انسان مدرن آزادتر است، اما همین آزادی مسئولیت بیشتری نیز بر دوش او می‌گذارد.

او دیگر نمی‌تواند همه چیز را به نظم از پیش داده‌شده جهان حواله دهد.

نسبت کتاب با مباحث جامعه باز

برای «جامعه باز»، شاید مهم‌ترین ارزش بلومنبرگ در این باشد که نشان می‌دهد جامعه انسانی بدون تولید مداوم معنا، تصویر، روایت و امکان‌های تازه نمی‌تواند پایدار بماند.

جامعه باز فقط یک نظام سیاسی با انتخابات و نهادهای قانونی نیست. جامعه باز نیازمند فرهنگی است که بتواند مفاهیم خود را بازبینی کند، استعاره‌های قدیمی را زیر سؤال ببرد و امکان‌های تازه‌ای برای فهم انسان و جهان تولید کند.

از سوی دیگر، بلومنبرگ هشدار دیگری نیز دارد: وقتی یک نظام سیاسی یا ایدئولوژیک مدعی شود که تفسیر نهایی واقعیت را در اختیار دارد، دوباره همان چیزی شکل می‌گیرد که او از آن گریزان است: تبدیل یک تصویر تاریخی از جهان به حقیقت مطلق.

از این منظر، تفکر بلومنبرگ با بنیادهای جامعه باز هم‌جهت است:

هیچ روایت انسانی نباید آن‌قدر مطلق شود که امکان فاصله گرفتن، پرسیدن و بازاندیشی را از بین ببرد.

و این شاید مهم‌ترین پیوند بلومنبرگ با مسئله آزادی باشد.

@theopensociety
August 24, 2026 116