کجای زمانیم؟ حتا یک کیر تنها هم این‌وقت شب به شقی و بیچارگی من نیست… — علامت‌سؤال | مبینا ملائی — TG.ME

کجای زمانیم؟

حتا یک کیر تنها هم این‌وقت شب به شقی و بیچارگی من نیست. لامپ را روشن کردم و نشسته‌‌ام مبیلاح. و تو؟ خابیدی نه؟ آره مبیلاح؟ شب‌ها که الهه‌ها بیدارند، تو خاب پتک می‌بینی؟ باید بنویسم. یادداشت بنویسم. حتا یک کیر تنها هم این‌وقت شب به شقی و بیچارگی من نیست. هارهار خندیدی که «می‌خاستی یادداشت بنویسی ولی الان لامپ اتاقت خاموش است.» روشنش کردم و شق نشسته‌ام و حتا یک کیر تنها هم این‌وقت شب به بیچارگی من نیست مبیلاح. چیز. دیشب. کانالی که چیزش، نویسنده‌‌اش، سینمامینما می‌خاند چیز گذاشته بود. چت ناشناس. بعد. پرسیدم «چرا رفتی سمت سینما؟» گفت «خریت.» خوشوم نیامد. اگر راست می‌گوید، او هم این‌وقت شب شق‌تر و بیچاره‌تر از یک کیر تنهاست؟ البته دست هست اما واردش نمی‌شوم. از دوستم پرسیدم «چرا این یارو دوست‌پسرت است؟» گفت «نمی‌دانم.» کیر تنها و نمی‌دانم. آن روز که یعنی دیروز، آمده بودی نویسنده‌‌ساز و از مقاله‌ی «چرا می‌نویسیم؟» می‌گفتی. چرا می‌نویسم مبیلاح؟ چرا می‌نویسی؟ دلم برایت تنگ می‌شود وقتی می‌نویسم برایت. شاید یکی از دلیل‌های نوشتنم همین است. نوشتن می‌نمایاند. نوشتن می‌نمایاند. نوشتن می‌نمایاند. امشب باز می‌فکریدم که اکه‌هی، چهار سال می‌شود که با مدرسه نویسندگی همراهم؟ مبیلاح، مبیلاح، همین چند دقیقه پیش توی آشپزخانه راه می‌رفتم و نان می‌جویدم که یادم افتاد رویایی ازدست‌رفته داریم. یک رویای از‌دست‌رفته. رویایی ازدست‌رفته. یعنی این‌قدر با هم دوست بوده‌ایم و داریم می‌فرتوتیم مبیلاح؟ دقیقن یک ماه دیگر تولد توست. تولد من بود یا تو یا تولد نبود و حرف تولد بود؟ که گفتی دوست داری بیست سالگی‌ات سفر بروی ژاپن. چرا یادم مانده؟ چرا یادم آمد؟ نمی‌دانم. شاید چون وقتی که سیزده‌چهارده‌ساله بودم تصور می‌کردم در هیجده‌سالگی جهان‌گرد می‌شوم و ممگان جهان را می‌گردانم. در خیالم کونم را زده بودم روی اسبی در آن سر دنیا و می‌تازیدم. شاید هم یادم مانده که تو را به گه خوردن بیندازم. تا بگویی «کوص‌دریده، یک چیزی پراندم، بکش بیرون.» نه، نه، نه مبیلاح، این از کیری بودن زمان نمی‌کاهد. زمان روی دیگرش را به ما می‌نمایاند در گستره‌اش. زمان را نمی‌حسم. فشرده شده در ذهنم. فشرده‌ست در ذهنم. می‌آیی برویم ژاپن؟ مانده هنوز. یک ماه. می‌آیی برویم ژاپن؟ نوشتن این‌‌گونه است. به‌هرحال کیری بیش نیستم. این موقع شب. با نوشتن اما کیری سرحال‌ترم. مانده هنوز. یک ماه. تو زمان را می‌بینی؟ گذشته تا حالا را؟ مانده هنوز. یک ماه. می‌خاستی بروی یا پرانده بودی؟ پرانده بودی یا پرید؟ چه چیزهایی پریده‌اند مبیلاح؟ خروس می‌خاند. دیگر اما نه. شاید رفته خاب بعد از قولی‌قو‌ش را بخابد. من هم می‌روم. چه چیزهایی پریده‌اند؟ به واقعیت نزدیک‌ شده‌ام یا پرنده‌ها را پراند‌ه‌ام مبیلاح؟ کجای زمانیم؟ جق می‌زنم یا چس می‌نالم؟ ها مبیلاح؟

الهه نصیری
@elahebaseda
❤‍🔥10❤4🎉1
June 13, 2026 582 4