چهارم:
از آن اولین روزهای دیماه که اندام برومندتان را در برابر دوربین پیچ وتاب میدادید و با طعنه میگفتید در این هوای سرد، باید صورت را پوشاند و به خیابان رفت، از آن روزگار بند کفش بستن با سمفونی خرمشهر، و ققنوس پراکندن در اینستاگرام تا امروز که مادرانتان بر مزارتان میرقصند و پدرانتان در عروسیتان با «ایران» کف میزنند، من دوزانو نشستهام و تماشایتان کردم. شما مردم ایران! انبان معنایتان چه پر است که برای رویارویی با چنین رنجی، کم نیاوردهاید. شما که حماسه و غزلتان را درهم آمیختهاید! شما که هستید آخر؟
آدورنو خیال میکرد بعد از آشوتیس شعر سرودن ممکن نیست. شما مردم ایران که هستید که در آستانه آشویتس شعر میسرایید، در میانه دی ماه حماسه میسازید و هنوز آشویتس بهپایان نرسیده، ایستاده میرقصید؟!
کدام روشنفکر ازشمابیخبری گفتهبود:«ایرانیبودن که افتخار ندارد!»؟؟؟
چندسالی است که سیروسلوک برای یافتن معنا، مرا کشانده به غوطهخوردن در فرهنگ و اسطوره و تاریخ و هنر ایران. شروین میگفت ایران خلاصه جهان است، مرکز صدور معنا، زادگاه مفاهیم مینوی، اخلاق و هرآنچه به کار زندگی میآید.
راست میگفت. در این دوماه که چشمهایم کفاف تماشاگری و گریستن نمیدهد، دریافتم که همه آنچه روزی میپنداشتم «اغراق است در باب ایران»، حالا دارد در رئالترین صحنههای ممکن، پیش چشمانم جان میگیرد.
ما در بزنگاهی تاریخی هستیم. تا هزارسال دیگر از این روزها خواهند گفت و دربارهاش شعرها خواهند سرود.
آنکه این هنگامه را «سیاسی» میبیند، آنکه از موضع کبر و تنزهطلبی به این رستاخیز مینگرد، بسا چیزها…بسا چیزها که از دست میدهد!
آخر:
آقای مراد ویسی! مرا هنوز زود است برپاایستادن!
باید دوزانو بنشینم در پیشگاه ملت ایران، ببینم، بشنوم، حیرت کنم و بیاموزم!
#راضیه_اسلامینسب
15
4
1
1February 18, 2026 828 1 14