جایگاه تو را در جهان تغییر میدهد.
در بخشی از سنت معماری غربی، پرسپکتیو تکنقطهای جهان را پیرامون چشم یک ناظر ثابت سامان میداد:
یک جای مشخص برای ایستادن،
یک نقطهٔ گریز،
و تصویری که روبهروی انسان کامل میشد.
در این نگاه، انسان میتوانست احساس کند مرکز صحنه است و فضا برای دیدهشدن و اندازهگیریشدن در برابر او قرار گرفته است.
اما در بسیاری از شاهکارهای معماری ایرانی، یک نقطه برای فهمیدن بنا کافی نبود.
باید حرکت میکردی.
میچرخیدی.
از روشنی به تاریکی و دوباره به روشنایی میرسیدی.
هر بار زاویهای تازه میدیدی و بخشی دیگر از فضا برایت آشکار میشد.
در میدان نقش جهان، بازار، عالیقاپو، مسجد شاه و مسجد شیخ لطفالله هرکدام نگاه را به سویی متفاوت میبرند.
در مسجد شاه، سردر با میدان روبهروست؛ اما مسیر درون، بدن را به سوی قبله میچرخاند.
در مسجد شیخ لطفالله نیز گنبدخانه از همان لحظهٔ ورود در برابر چشم قرار نمیگیرد.












