در جنگ بود.
جنگی خاموش با مهاجمی که هر روز از آسمان میآمد.
در شهرهای کویری ایران، آفتاب فقط خانه را روشن نمیکرد. تابش مستقیم میتوانست سطحها را داغ کند، خیرگی بسازد، تضاد شدید روشنایی به وجود آورد، چشم را خسته کند و ماندن در اتاق را دشوارتر سازد.
خانه به نور نیاز داشت؛
اما نه به نور خام و مهارنشده.
برای همین، مهراز ایرانی آفتاب را حذف نکرد؛ برای ورودش قانون گذاشت.
مهار نور از خود پنجره آغاز نمیشد.
بافت فشرده شهر، کوچههای باریک و ساباطها نخستین سایه را میساختند.
میانسرا و جهتگیری بنا، زمان و مسیر رسیدن نور را سامان میدادند.
ایوان و رواق، میان آفتاب و اتاق لایهای عمیق از سایه به وجود میآوردند.
دیوارهای ژرف، بازشو را از سطح نما عقب میبردند.
و در آخر، شبکه و شیشه نور باقیمانده را پیش از رسیدن به انسان پالایش میکردند.
نور هرچه به زندگی نزدیکتر میشد، آرامتر میشد.












