🍃
کیخسرو،
گرفتار در یخبندان کوچک
کیخسرو، شاهی که جهان را به سامان آورده، از تخت کناره میگیرد. او با ارادهای رازآلود، با پهلوانان وفادارش راهی کوهستان شده و در میان بوران و برف ناپدید میگردد.
پس از او، لهراسپ به شاهی میرسد، اما او از نسل مستقیم کیخسرو نیست و این گسست در زنجیرۀ دودمانی، معنایی عمیق دارد. افزون بر این، کانون قدرت از غرب به شرق جابجا میشود؛ تغییری که یادآور دگرگونی در زیستبوم و جغرافیای انسانی است.
حدود ۱۲۹۰۰ سال پیش، زمین با سرمایی ناگهانی به نام دریاس روبرو شد. این یخبندان کوچک، چنان ویرانگر بود که پستانداران بزرگ را به نابودی کشاند و جوامع انسانی را به تغییر ساختار زیستی واداشت.
در نیمکرۀ شمالی، جهت حرکت تودههای هوا از غرب به شرق است. در چنین بحرانی، فشار آسیب میتواند جمعیتها را به سمت شرق، به دنبال مناطق کمآسیبتر براند.
گویی داستان کیخسرو پژواکی از آن بحران کهن در حافظۀ استورهای بوده است. استورهها زخمهای کهن زمین و انسان را در استعارهها نگه میدارد؛ زخمهایی که همچنان نسلها در لفافه نفس میکشد و پیوند عمیق اقلیم، تاریخ و روایت را یادآور میگردد.
@oldhistor

2August 29, 2026 154 7