🍃
وراقین و مانثره
اگر ابوریحان بیرونی از بیدقتی ورّاقان صاحب نسخه گلایه دارد، به طریق اولیٰ باید پذیرفت که روایات زرتشتی، بسیار بیشتر در معرض آسیب بوده است.
خطای ورّاقان با مقابلهٔ نسخهها قابل اصلاح بود؛ اما انتقال آموزههای زرتشتی، بیشتر سینهبهسینه انجام میشد و بازتولید روایت را در هر نسل اجتنابناپذیر میکرد.
افزون بر این، روایات زرتشتی از زبان اوستایی به پهلوی و سپس فارسی منتقل شد و هر مرحله احتمال بدفهمی و تحریف را افزایش داد. مهمتر از همه، تغییر فضای ایران پس از اسلام و مهاجرت بخشی از زرتشتیان به هند بود. دوری از مهد اصلی، به انقطاع زبانی و فرهنگی و کاهش نسخههای بدیل انجامید؛ در غربت، گاه فقط یک نسخه از یک متن باقی میماند و امکان تصحیح علمی از بین رفته و مرز نقل و تألیف را کمرنگ میکرد.
در این خلال، ورود افکار زهدگرایانهای مانند اندیشههای عرفانی گنوستیکی و مانوی نیز مزید بر علت بود. فروپاشی نظم ساسانی و فشارهای اجتماعی، زمینه را برای نفوذ این اندیشهها فراهم کرد. این جریانها با روایات زرتشتی درآمیخت و آن را به بدبینی به دنیا سوق داد.
@oldhistor

September 2, 2026 79