عرفان گنوسی در ادبیات زرتشتی متأخر، لحن گفتار دربارهٔ تن و جهان مادی… — تاریخ روایی ایران — TG.ME

تاریخ میانه🌱 تاثیر عرفان گنوسی بر آیین زرتشتی گنوسی‌ها دوگانه‌انگاری را از باورهای ایرانی وام گرفتند، اما به جای نبرد اهورامزدا و اهریمن، تقابل «خدای متعال» با «دیمورژ» (خالق شریر جهان مادی) را مطرح کردند. در این نگاه، ماده زندان روح بود و رستگاری تنها از طریق معرفت…
🍃
عرفان گنوسی

در ادبیات زرتشتی متأخر، لحن گفتار دربارهٔ تن و جهان مادی به تدریج زهدگرایانه‌تر شد؛ چرخشی که عمدتاً ناشی از نفوذ افکار عرفانی گنوسی و مانوی است، بی‌آنکه به استحالهٔ کلامی بنیادین بینجامد.

در متون رسمی دورهٔ ساسانی، تن آفریدهٔ اورمزد و نیک شمرده می‌شود؛ آنچه نکوهش می‌شود، فرمان بردن ناروا از تن و غفلت از مینو است. اما در متون و روایات پهلوی متاخر، تن «دشمن روان» خوانده شده است.
کریستن‌سن این دگرگونی را نشانهٔ نفوذ عرفان گنوسی در پوستهٔ مفاهیم زرتشتی می‌داند. شائول شاکد نیز در بررسی ادبیات اندرزی پهلوی، نشان می‌دهد که نگرش منفی به تن در این متون، از نظر بیان و لحن به ادبیات گنوسی نزدیک می‌شود. ماریان موله این تغییر را بخشی از فرآیند درونی شدن دین و گرایش به زهد در ایران اواخر ساسانی و اوایل اسلامی می‌بیند.
تعبیرهایی چون «تن قفس جان است»، «دنیا گذرگاه است» و «تن را بمیران تا جان زنده شود» در این دوره رواج می‌یابد.

بنابراین، تأثیر گنوسی بر زرتشتی متأخر را می‌توان در سطح بیان، تعبیر و گرایش زهدی جستجو کرد، نه لزوما در نفی بنیادین جهان مادی که در اصول اولیۀ آیین زرتشتی حاضر نبوده است.

@oldhistor
September 2, 2026 87 2