🌱
تاثیر عرفان گنوسی بر آیین زرتشتی
گنوسیها دوگانهانگاری را از باورهای ایرانی وام گرفتند، اما به جای نبرد اهورامزدا و اهریمن، تقابل «خدای متعال» با «دیمورژ» (خالق شریر جهان مادی) را مطرح کردند.
در این نگاه، ماده زندان روح بود و رستگاری تنها از طریق معرفت باطنی و رهایی از جهان مادی ممکن میشد.
این افکار در دوران اشکانی و ساسانی، به ویژه توسط مانویت، به آیینهای ایرانی بازگشت و زرتشتیان را وادار به بازنگری عمیق در آیین زرتشتی متأخر نمود.
ثنویت گاهانی که اهورامزدا و اهریمن را همزاد میدانست، به ثنویت خشک و کیفی تبدیل و اهریمن موجودی در ظلمت ازلی معرفی گردید.
همچنین بر خلاف گاهان که جهان مادی را آفریدۀ نیک میدانست، در متون پهلوی متأخر لحنی بدبینانه نسبت به ماده شکل گرفت و روح، اسیر زندان تن تصویر شد. نجاتشناسی نیز به سمت «شناخت و خرد باطنی» حرکت کرد.
بدینگونه، زرتشتی اواخر ساسانی با زرتشتی اخلاقمحور گاهان تفاوت یافت، شامل پیچیدگی فلسفی بیشتر، فاصلهگذاری میان جهان مینوی و مادی، و تأکید بر معرفت به عنوان شرط رستگاری. این تحولات، میراث مستقیم گفتمان گنوسی حاکم بر ایرانِ اواخر دوران باستان بود.
@midhistor

September 2, 2026 40 4